پایگاه اطلاع رسانی فانوس | دنیای زنانه، غذاها و امنیت ایران در گفت‌وگو با ماجراجوی هلندی

گفت‌وگو

دنیای زنانه، غذاها و امنیت ایران در گفت‌وگو با ماجراجوی هلندی

سرویس اجتماعی - این بخشی از گزارش "کیم برگوت" نویسنده، وبلاگ نویس و ماجراجوی هلندی در هافینتگتون پست است. او چند وقت پیش به شکل عجیبی به ده‌ها کشور از جمله ایران سفر کرد. برگوت یک ماه در ایران حضور داشت و به مناطق مختلفی از این کشور سفر کرد.

او در مصاحبه‌ای با خبرآنلاین به توضیح سفر خود به ایران پرداخت. از شهر مورد علاقه‌اش تا مهمان‌نوازی ایرانی‌ها و دست فروش‌های مترو سخن گفت. چند مورد سفر او را متفاوت کرد. یکی نحوه سفر او و یکی دیگر هم نظر او نسبت به ایران.

"کیم" به روش "هیچ‌هایک" از هلند تا ایران آمده، "هیچ هایکینگ" سوار شدن با خودرو یا کامیون عبوری به قصد سفر بدون پرداخت کرایه است. او در گفت‌وگویی با خبرآنلاین از سفرش به ایران، نحوه انجام سفر، تفاوت‌های ایران با دیگر کشورها و هزینه‌ها سخن گفت. سؤال اول را از خودش شروع می‌کنیم:

کمی از خودت بگو، به چه کشورهایی سفر کردی؟ چقدر هزینه کردی؟ 

پس از اتمام دوره فوق لیسانسم در سوئد من سفرهایم  را با هم سفرم  "لنا" شروع کردم. من از بالکان به ترکیه، گرجستان، ارمنستان، ایران، آذربایجان، قزاقستان سفر کردم تابستان خودم را مرکز قاره آسیا گذرانم و هم اکنون در قرقیزستان هستم. در چند روز آینده به تاجیکستان و ازبکستان می‌روم. در رابطه با این که چطور از هلند به ایران "هیچ هایک" کردم، ویدئویی در کانال یوتیوب گذاشته‌ام.

تو در این ویدئو گفتی که روزی فقط 5 یورو هزینه کرده‌ای، چگونه ممکن است؟

با "هیچ‌هایک" کردن، کمپ کردن، ماندن در خانه دیگران و کار کردن در ازای مسکن و غذا. زندگی کردن در جاده همیشه آن جور که فکر می‌کنید رویایی نیست.

در ایران هم کار کردی؟

نه. در ایران مردم به من غذای زیادی می‌دادند و نیازی به کار نبود. راستش فکر هم نکنم کسی به من اجازه کار می‌داد! سعی کردن برای دادن پول شام به میزبان خود هم مسئله بزرگی بود. آنها به من دفعات زیادی تعارف (او کلمه تعارف را به فارسی بیان می‌کند) می‌کردند! این عادلانه نبود. مردم ایران متخصصان تعارف هستند. من نمی‌توانستم پیروز شوم.

اصلا چه شد که تصمیم گرفتی به ایران هم سفر کنی؟

به این دلیل که تاکنون به خاورمیانه نرفته بودم، می‌خواستم به این منطقه سفر کنم و ایران به نظر امن‌ترین کشور برای مسافرت بود. همچنین من از دیگر توریست‌ها شنیده بودم که ایران حیرت‌آور است و از کسانی که در خانه ما بودند هم شنیدم که ایران بسیار خطرناک است، پس خواستم خودم این کشور را ببینم.

در قسمتی از گزارش خود گفتی ایران تنها کشوری است که تصورات قبلی تو از آن، با حقیقت بسیار فاصله داشت. تصورات قبلی تو از ایران چه بود؟‌‌‌‌

مطمئن نیستم توانم تفکرات قبلی خودم را نسبت به ایران به یاد بیاورم. من چیز زیادی از ایران نمی‌دانستم و تصویری که هر فردی از ایران در رسانه می‌گیرید، این است که تمام "خاورمیانه" یک منطقه جنگی است. البته این اصلا درست نیست. همچنین من فکر می‌کردم ایران کشوری بسیار سختگیر با قوانینی بسیار زیاد باشد که من هم باید از آن پیروی کنم و هر لحظه در ایران حواسم را جمع کنم. ولی در واقع من در ایران احساس امنیت می‌کردم. در نگاه اول آن چه که شما در خیابان‌ها می‌دیدید، این بود که فضا جامعه ایران نسبت به زنان غیردوستانه است. ولی وقتی با مردم صحبت کردم متوجه شدم  این فضا غیر واقعی است.

چه تفاوتی درباره ارتباط های اجتماعی میان ایران و اروپا می‌بینی؟

فکر کنم به علت شرایط قانونی و فرهنگی مثلا این که مرد و زن در ایران همدیگر را قبل از ازدواج نمی‌بینند، حلقه‌های اجتماعی در ایران از هم فاصله دارند. در سوی دیگر من متوجه شدم که زنان ایرانی بسیار به همدیگر نزدیک هستند. در ایران یک دنیای دیگری به نام "دنیای زنان" وجود دارد که در اروپا چنین چیزی را نمی‌بینیم. آنها همه چیز را میان هم به اشتراک می‌گذارند و بارها به خانه هم می‌روند. مناطق زیادی متعلق به زنان در ایران وجود دارد. در اتوبوس قسمتی مخصوص به زنان وجود دارد، در مترو هم کوپه‌ای مخصوص زنان است که دستفروشان زن در آنجا وسایل زنانه می‌فروشند.

تو به ده‌ها کشور سفر کرده‌ای، متفاوت‌ترین ویژگی ایران نسبت به دیگر کشورها را در چه دیدی؟

اگر منظور در مقایسه با اروپاست، باید بگویم استانداردهای مهمان‌نوازی. همه در هر زمانی به من خوش آمد می‌گفتند و من را به چای، غذا و دیدن خانواده‌شان دعوت می‌کردند. این دیوانه‌وار بود! البته از سوی دیگر من شنیدم که ایرانی‌ها فقط با اروپایی‌ها این گونه برخورد می‌کنند تا خارجی‌های دیگری مثلا از کشور افغانستان. پس شاید یک تجربه یک جانبه‌ای بوده باشد. اما اساسا انسان‌هایی که من با آن‌ها آشنا می‌شدم با من مهربان و با محبت بودند. این اخلاق مردم شاید عامل اصلی شادی سفر ما در ایران باشد. مردم واقعا می‌خواستند به من کمک کنند و زمان خوبی را در کشور آن‌ها بگذرانم.
اما این انتقاد به ایرانی‌ها وارد است که عادت ندارند آن چه که به آن فکر می‌کنند را بر زبان بیاورند. من این موضوع را وقتی فیلمی از تجربه خودم در ایران منتشر کردم متوجه شدم. در کنار ده‌ها هزار کامنت مثبت بعضی مخاطبان گفتند که به من نباید اجازه داده می‌شد تا این فیلم را منتشر کنم.  با این که من فکر می‌کردم ویدئو من دیدگاه مثبتی از ایران ارائه می‌دهد.

فکر می‌کنی دلیل برخورد متفاوت ایرانی‌ها با اروپایی‌ها چه باشد؟ 

نظری خاصی در این رابطه ندارم. اما شاید ایرانی‌ها این تصور کلیشه‌ای را دارند که در اروپا همه چی عالی است. آزادی زیادی وجود دارد و به شکل افسانه‌ای در آنجا همه احساس خوبی دارند. اما این واقعیت ندارد.

غذاها چطور، از غذاهای ایرانی خوشت آمد؟ 

(می‌خندد) با وجودی که من یک گیاه‌خوار هستم، واقعا از آش و فلافل خوشم آمد. بدون شک خرما یکی از خوراکی‌های مورد علاقه من بود. انواع مختلفی خرما در ایران وجود دارد. هندوانه هم همین‌طور. اوه آنها خیلی آبدار و  خوشمزه هستند. درست کردن تخم مرغ با آن چیزی که شبیه سس گوجه فرنگی (املت) است، از دیگرغذاهای مورد علاقه من بود. خوردن آن با نان لواش بسیار لذتبخش بود. اما با عرض معذرت بدترین خوراکی بستنی‌بود. من واقعا بستی‌های ایرانی را دوست نداشتم.

به کدام شهر ها سفر کردی؟ کدام  شهر مورد علاقه تو بود؟

من به تبریز، سنندج، همدان، اصفهان، شیراز، یزد، روستای مصر، تهران و اطراف دریای خزر رفتم و از طبیعت ایران بیش از هر چیزی خوشم آمد.  تپه‌های سبز کردستان، بیابان مصر، شالیزارها، جنگل شمال و محوطه اطراف قلعه بابک. آن‌ها برای کمپ کردن عالی هستند.  شیراز شهر مورد علاقه من بود و  معماری خیره کننده‌ای داشت. همچنین بازار اطراف مسجد بزرگ اصفهان هم زیبا بود. من یک ویدئو به نام "تکریم دوست داشتنی" به ایران هم ساختم که طبیعت و معماری ایران را نشان می‌دهد.

خاطره خیلی بد یا خیلی خوب از ایران داری؟

 همه دوستانی که من در این مسیر پیدا کردم و هنوز با بسیاری از آنها در ارتباط هستم، بهترین خاطرات من هستند. اما بدترین خاطره‌ام مربوط به زمانی بود که یک جوانی در پارک برای من و لنا گیتار می‌زد اما پیرمردی با او برخورد کرد. همین‌طور یک بار پلیس ما را  به دلیل "هیچ هایکینگ" گرفت.

چرا به این شکل سفر می‌کنی؟ چه هدفی از این کار داری؟

 می‌دانم که به شکل خطرناکی سفر می‌کنم و این مردم را نگران می‌کند با این وجود این تصمیم من است. من می‌توانم در رابطه زندگی خودم و رویاهای خودم تصمیم بگیرم. می‌دانم که این‌ها گاهی عجیب دیده می‌شوند. ولی این چیزی است که من با سفرهایم می‌خواهم ثابت کنم. نشان دادن این که تا زمانی که می‌خواهید با ترس‌های خود روبرو شوید، شما می‌توانید هر کاری که می‌خواهید و رویای آن را دارید، انجام دهید. همچنین می‌خواهم برای زنان الهام بخش باشم  تا تنهایی سفر کنند.

دنیا واقعا جای بدی نیست. اگر روی قسمت‌های مثبت آن تمرکز کنید و رویای‌تان را به حقیقت تبدیل کنید. یکی از بزرگترین رویاهای من این بود که به این روش از هلند تا ایران سفر کنم. من این کار را انجام دادم و این فوق‌العاده بود. من امیدوارم به زنانی که در طول راه با آن‌ها آشنا می‌شوم و افرادی که به شکل "آنلاین" مرا دنبال می‌کنند،  الهام بدهم که دنبال رویاهای خود بروند. این رویا نباید فقط سفر کردن باشد، هر کسی رویا و هدف خاصی در زندگی خودش دارد.  به دنبال آن بروید، برای آن نقشه‌ای درست کنید و آن را اجرا کنید. به عقب نگاه نکنید! آماده باشید تا با ترس‌های خود روبرو شوید. این سفرها روی من هم تاثیر دارد. من از هرکسی که در طول راه می‌بینم چیزی یاد می‌گیرم.
زنان ایرانی چه برخوردی با شما داشتند؟

زنان زیادی از نحوه سفر ما از من و لنا سوال می‌کردند، از سوی مردها هم سؤال‌های زیادی داشتیم. بعضی اوقات در فیسبوک، اینستاگرام و ایمیل من، مردم پیام می‌دهند که عکس مرا دوست داشته‌اند و من برای آن‌ها الهام بخش بوده‌ام که سفر کنند یا به دنبال رویای خود بروند. این اتفاق‌ها روزهای مرا می‌سازند.

و سوال آخر، باز هم به ایران سفر می‌کنی؟

خیلی دوست دارم دوباره به ایران سفر کنم، اما مطمئن نیستم چه وقت زمان آن فرا برسد. شاید در زمستان برای دیدن جنوب ایران بیایم، می‌خواهم جزیره‌های جنوب را هم ببینم.

انتهای پیام/

لینک سریع

#

تبلیغات