پایگاه اطلاع رسانی فانوس | زمزمه های جان برای حفظ کیان

به یاد شهدای مرزبانی در میرجاوه

زمزمه های جان برای حفظ کیان

سرویس اجتماعی - بغض‏ های حقیر مان، روبروی تصاویر گلگون شما سرریز می ‏شود و راه را بر کلام می‏ بندد؛ با شما شقایق‏ هایم. از شما چه باید گفت و چه باید نوشت؟

واژه‏ های خاکسترگونه ما، فقط بلدند مقابل عظمت شما ضجه بزنند. ای کاش می‏ دانستند که جان شما در حفاظت از کیان ماست؛ امنیت امروز مرزهایمان در جزیره بی ثباتی و ناامنی های پیرامون مرهون شهادتان است ...چه باید گفت که شما حنجره‏‌های سرخ خود را عبور دادید تا آن سوی مرزهای تکبیر، آن سوی مرزهای معنا؛ جایی که واژه‏‌ای یافت نمی‏ شود تا شما را با آن ستود. اصلاً شما که برای تحسین برانگیزی قلم‏‌های ما بوسه بر شانه های پرواز نزدید!
هر روز و هر شب، سیم خاردارها، با اشک‏ها و دعاهایتان گره می‏ خورد.
شما، درشتناکی شب را با زمزمه های توسل و کمیل درهم می‏ شکستید و روزهای سخت را سپیدتر از بال‏های کبوتران می‏ کردید.
ما مانده‏‌ایم و یاد شما
بدا به حال ما، اگر فداکاری شما را زندگی ما قاب نگیرد. اینجا فراوانند داغ‏‌های کمرشکن و زخم‏ هایی که شما مرهم‌شان هستید؛ شما را می‏ گویم که نگاهتان رفت و در جهت قبله پروانه‏‌ها خانه کرد.
فرداها که برگ زرین افتخارات شما در لوح مظلومیت خوانده می‏ شود، در می‏‌یابیم که شما نام دیگر عاشورایید و قرابتی نزدیک با قافله عشاق دارید.
وقتی شرح شهادت شما خوانده خواهد شد، تازه خواهند فهمید چرا با اوج آخرین نفر از شما، آسمان متلاطم گشت تا بر شرم خویش نیفزوده باشد. وقتی عکس های خونین شما را در ذهن خویش ورق می‏ زدیم، تازه می‏‌فهمیدیم که عکس‏ های تک تک شما اشاره می‏ کرده است به بهترین فصل حیات بهار یار و پروردگار و ما غافل بودیم. حال ما مانده‏‌ایم و دستانی که به دیواره‏ های قفس دنیا می‏ خورد. ما مانده‏ ایم و نام جاوید شما که از لمس رهایی،خنده می‏‌زند. ما مانده‏‌ایم و موسم یاد شما که شاید روزهای خدمت  ما را ترمیم  ‏کنند. یاد...........بماند.

دفتر سخنگوی نیروی انتظامی

لینک سریع

#

تبلیغات