پایگاه اطلاع رسانی فانوس | از امنیت تا اهمیت رسانه ها و انتخابات 96

از امنیت تا اهمیت رسانه ها و انتخابات 96

سرویس سیاسی - خارج شدن نسبی انحصار رسانه و پیام رسانی از مراکز قدرت های سیاسی و اقتصادی و افزایش امکان نقش آفرینی عموم مردم در فرایندهای خبری و رسانه ای علی رغم این که گام مهمی به سوی عدالت رسانه ای و نقش آفرینی عمومی است مشکلات و خطرهایی را نیز می تواند به همراه داشته باشد.

به گزارش فانوس، حرکت محتوا به سمت زرد و کم عمق شدن، امکان ظهور امواج تقلیدی و توده ای اما جریان ساز و از همه مهم تر از بین رفتن تقریبی نظام حقوقی و مسئولیت حقوقی رسانه، از مهم ترین چالش های پیش روی فضای رسانه ای پس از ظهور رسانه های شبکه ای و رسانه های اجتماعی به خصوص در شرایط مستعد بحران مانند انتخابات است.

در این میان، به نظر می رسد مهم ترین آسیب های محتمل از ناحیه تقاطع فضای مجازی و انتخابات پیش رو، قدرت بسیج کنندگی، شایعه سازی و جریان های تخریبی است. در نوشتار حاضر که در اصل، چکیده ای از یک طرح پژوهشی انجام شده در مؤسسه افق آینده پژوهی راهبردی است، به شماری از این آسیب ها و راهکارهای پیشنهادی برای مواجهه منطقی و سنجیده با آن ها پرداخته شده است.

روندهای کلی و افزایش پرشتاب مصرف پهنای باند اینترنت در کشور و سهم حدود هفتاد درصدی شبکه های اجتماعی در این مصرف، نشان از افزایش قابل توجه شبکه های اجتماعی در سبد مصرفی رسانه ای در کشور دارد. افزایش سهم فضای مجازی در سبد مصرف رسانه ای، قاعدتاً عرصه را بر دیگر رقبای رسانه ای مانند رسانه های مکتوب، دیداری و شنیداری تنگ کرده است.

شبکه های اجتماعی به واسطه مدل توزیع شبکه ای و غیرمتمرکز عملاً امکان دروازه بانی خبر و مسئولیت پذیری بسیاری از تولید کنندگان خبر را سلب و امکان ظهور رهبران افکار جدید و بازیگران کوچک را که بتوانند بازی های بزرگی را طراحی و اجرا کنند، فراهم کرده است.

خارج شدن نسبی انحصار رسانه و پیام رسانی از مراکز قدرت های سیاسی و اقتصادی و افزایش امکان نقش آفرینی عموم مردم در فرایندهای خبری و رسانه ای علی رغم این که گام مهمی به سوی عدالت رسانه ای و نقش آفرینی عمومی است، مشکلات و خطرهایی را نیز می تواند به همراه داشته باشد.

حرکت محتوا به سمت زرد و کم عمق شدن، افزایش امکان ظهور موج ها و جریان های تقلیدی و توده ای اما جریان ساز و از همه مهم تر تضعیف نظام مسئولیت حقوقی موجود در حوزه تولید محتوا، از مهم ترین چالش های پیش روی فضای رسانه ای پس از ظهور رسانه های شبکه ای و رسانه های اجتماعی است.

به بیانی دیگر، اگر درگذشته با شرایطی مواجه بودیم که جریان های خبری از شاهراه های رسانه ای آغاز و در شبکه مصرف مخاطبین توزیع می شد امروز با یک فرایند تولید شبکه ای و در کنار مصرف شبکه ای مواجه هستیم. مجاری تولید اخبار در میان مجاری توزیع و مصرف، درهم تنیده شده و قابل تفکیک نیستند.

تعدد مجاری تولید و توزیع خبر و محتوا در فضای مجازی شرایطی را ایجاد کرده که مکانیزم های مدیریت فضای رسانه ای گذشته، دیگر کارایی نداشته و باید با درک شرایط فنی و فلسفی جدید رسانه، مکانیزم هاین وین اعمال حاکمیت را طراحی و اجرا کرد.

شرایط گذشته رسانه ای را می شود به یک رودخانه تمثیل کرد که با احداث سد، مدیریت روند حرکت آن را می توان ممکن کرد اما زمانی که رود به دریا می رسد اگر دلتا شکل بگیرد دیگر با هیچ سدی نمی توان دلتا را مدیریت کرد. مدل توزیع محتوا در فضای شبکه ای تقریباً مشابه دلتاست که آن قدر مجاری متعدد و متکثر توزیع محتوا و خبر فراهم است که امکان مدیریت سنتی آن فراهم نیست.

مدل چرخش و توزیع خبر در فضای شبکه ای تا حدود زیادی مشابه مدل توزیع شایعه دهان به دهان است و با قدرتی قابل توجه، امکان انتقال یک خبر یا محتوا را در خلأ موجود از سکوت رسانه های رسمی پوشش داده و منتشر کند؛ اما علی رغم این که مدل انتشار خبر در شبکه های اجتماعی از همان مدل شبکه ای غیرمتمرکزِ شایعه تبعیت می کند و دارای یکسانی ذاتی است اما دارای تفاوت هایی است که کارکرد و تأثیرگذاری آن را در قیاس با شایعه اساسا متفاوت می کند؛ تفاوت هایی که ارمغان فناوری اطلاعات برای حوز ههای ارتباطی است.

نخستین تفاوت، قدرت توزیع گسترده به واسط هی امکان تبادل «یک به چند » و «یک به چندین» است. دومین و سومین تفاوت مهم، از بین رفتن بُعد مکان و زمان برای توزیع است و پس از آن ها توانایی توزیع پیام در فرمت های متنوع نظیر متن، صوت و تصویر است که همگی مدلی از توزیع شبکه ای غیرمتمرکز را ایجاد می کند که می تواند فارغ از مدل توزیع محتوا در رسانه های توده ای و جمعی در بستر رسانه های اجتماعی به همان گستردگی و سرعت توزیع برسد.

ظهور خدمات توزیع جمعی و برودکست (مانند کانال تلگرام) که در واقع به کارگیری منطق ارتباطات یک سویه اما سریع و گسترده در دل منطق ارتباطات دوسویه و چند سویه در شبکه های اجتماعی است، یک نوآوری اثربخش و شتاب دهنده برای توزیع پیام در شبکه های اجتماعی است قدرت آن را در فضای رسانه ای به شدت افزایش می دهد.

باید توجه جدی داشت که مفهوم شبکه اجتماعی پیش از این که مفهومی در حوزه رسانه و فضای مجازی باشد یک مفهوم اجتماعی است. شبکه های اجتماعی، ساختارهای اجتماعیِ زیست بوم های انسانی را شکل می دهند و از همین رو نیز هست که شبکه اجتماعی مجازی به عنوان یک نرم افزار نه به صورت موازی یا جایگزین آن مفهوم از شبکه اجتماعی رشد و توسعه یافته، بلکه به عنوان یک فناوری شتاب دهنده بر همان ارتباطات شبکه ای بنا شده؛ اما به واسطه ذات خود در حذف بُعد مکان و زمان، امکان توسعه سریع، وسیع و فرامکانی شبکه های اجتماعی واقعی را شکل داده است.

این تعریف از شبکه های اجتماعی به ما کمک می کند این واقعیت را درک کنیم که انسداد یا محدودسازیِ استفاده از یک نرم افزار شبکه های اجتماعی، تنها روساخت و ابزار این ارتباط شبکه ای را مختل می کند نه خود ارتباطات شبکه ای را؛ و به همین دلیل است که هر راه بسته ای با راه جدیدی جایگزین می شود و ارتباطات شبکه ای سریعاً در محیطی دیگر بازنمایی می شود؛ با این تفاوت که ممکن است در سرعت، قالب یا مدل انتشار آن تغییری حاصل شود.

آن چه بیان شد در واقع ترسیم شرایطی است که نشان می دهد مکانیزم های سنتی مدیریت و مسئولیت پذیری پیام و جریان های رسانه ای کشور چرا و چگونه در مواجهه مطلوب با فضای رسانه ای جدید ناکارآمد بوده و علی رغم فراهم شدن زمینه برای ظهور جریان های رسانه ای مردمی و غیر وابسته می تواند بستر تولید و توزیع سیستماتیک شایعه را فراهم کند. بدیهی است نتیجه این ناکارآمدی در شرایط بحرانی و مستعد بحران مانند انتخابات می تواند بر امنیت ملی و عمومی کشور تأثیرگذار باشد.

پذیرفتن این واقعیت آشکار که سکوت رسانه های رسمی به خصوص رسانه ملی، کمتر خللی در مصرف خبر یا محتوای خبری در جوامع بحران زا نظیر کلان شهرها ایجاد می کند پیش شرط درک شرایط آینده رسانه ای کشور و اتخّاذ راهبردهای مدیریتی متناسب است.

رسانه های غیررسمی و چالش تعریف میدان انتخابات

بسیاری بر این باور هستند که نقش رسانه ها به معنی اعم آن در انتخابات بیش تر از هر زمانی در دوره تبلیغات انتخاباتی، یعنی همان بازه زمانیِ محدود دو تا سه هفته ای پس از اعلام کاندیدا تا یک روز قبل از برگزاری انتخابات است؛ دوره ای که تلاش های رسانه ای به اوج رسیده، رسانه ملی تمام قد جلو آمده و اکثر فضاهای رسانه ای مربوط به کاندیدا را به دست گرفته است.

اما نظریه های پذیرفته شده حوزه ارتباطات اساساً این میزان تأثیرگذاری عمیق، سریع و کوتاه مدت را برای رسانه قائل نیستند که بتواند در یک مدت دو هفته ای یا با برنامه های تلویزیونیِ هرچند چالشی یا حتی کمپین های برنامه ریزی شده انتخاباتی، نظر جامعه را به سمت یک فرد یا یک گرایش سیاسی سوق دهد.

از همین روست که به نظر می رسد تحلیل هایی که شکست یا پیروزی یک جریان را ماحصل کنش سیاسی یک رسانه یا یک شبکه اجتماعی تلقی می کند بیش از واقعیت، متأثر از غُلوها در خصوص نقش رسانه ها هستند. در واقع، نقش رسانه ها در یک فرایند سیاسی مانند انتخابات، بسیار عمیق تر و بلند مدت تر از آن است که آن را بتوان در یک بازه زمانی دو تا سه هفته ای خلاصه کرد.

رسانه ها در فرایند دراز مدت انتخابات بیش از آنکه در تعیین فرد پیروز انتخابات مؤثر باشند در تعریف «میدان انتخابات» مؤثر هستند. میدان انتخابات به این معناست که گرایش کلی انتخابات در کدام حوزه تعریف می شود و دغدغه عمومی، یافتن فردی است که در کدام حوزه موفق تر و متبحرتر است. به طور مثال، انتخابات های گذشته ریاست جمهوری در کشور هر کدام در یک حوزه تعریف شده و فرد پیروز انتخابات را از دل خود بیرون آوردند.

انتخابات سال 76 انتخاباتی سیاسی با میدان گفتمانی سیاست داخلی، 84 با در میدان اقتصاد و با گفتمان عدالت اقتصادی و سال 92 با میدان سیاست خارجی و گفتمان تعامل است. این میدان ها و گفتمان ها یک باره و در اثر کنش رسانه ای محدود در دو هفته تبلیغات محقق نشده، بلکه حاصل چندین ماه و حتی چند سال «کاشت رسانه ای» است.
کاشت رسانه ای، اصطلاحی است مجعول نگارنده، برای گفتمانی که رسانه ها بدون توجه به افراد در ماه های منتهی به انتخابات های مهم می سازند و اولویت کشور و راه نجات کشور را در آن گفتمان تعریف می کنند. تمام هنر تلاش های رسانه های منسوب به جریان و افراد در ایام تبلیغات انتخابات، چیدن میوه این کاشت رسانه ای و تعریف فرد موردنظر به عنوان تأمین کننده گفتمان غالب و فاتح میدان ساخته شده در مدت زمان کوتاه تبلیغات است.

بدیهی است جریان ها و کاندیداهایی که زمان گفتمان سازی و کاشت رسانه ای را در یک سال منتهی به انتخابات از دست داده اند نهالی نکاشتند که در گرمای خرداد میوه اش را بچینند؛ هر چند برنامه، جذابیت و استدلال قوی تر داشته باشند.

نقش رسانه های غیررسمی به خصوص رسانه های مجازی و رسانه های اجتماعی در تعریف این میدان انتخاباتی بسیار مهم و اساسی است. این رسانه ها به واسطه همان تضعیف مسئولیت پذیری حقوقی و مدل توزیع شبکه ای، از ابتکار و آزادی عمل گسترده تری برای بیان موضوع ها و گفتمان ها نسبت به رسانه های دیگر و حتی رسمی برخوردار هستند. در واقع، این رسانه ها می توانند میدان عمل دیگر رسانه ها و حتی شخصیت های سیاسی را خلق کرده و تعریف و تحدید کنند.

به بیانی دیگر، احتیاط سیاسی رسانه های رسمی به خصوص رسانه ملی است که فضای زیست رسانه ای را برای رسانه های غیررسمی فراهم کرده و اجازه می دهد فضای رسانه ای کشور را شکل داده و به حرکت درآورد. به طور معمول نیز پس از برجسته شدن خبر رسانه های غیررسمی و تأخیر رسانه های رسمی، آنها برای دور نماندن از فضای خبری، در کنشی منفعلانه و تابعی به جای کنش مستقل و مبتکرانه، عملاً در زمینی بازی می کنند که رسانه های غیررسمی تعریف کرده اند.

در واقع، هر چه کنش سیاسی رسانه های رسمی در ماه های باقی مانده تا انتخابات کمتر باشد احتمال تبعیت اجباری آنها از رسانه های غیررسمی بیشتر شده و نقش و قدرت رسانه های غیررسمی افزایش می یابد. اما این روند هر چه به انتخابات و زمان رسمی فعالیت های انتخاباتی رسانه های رسمی نزدیک می شویم حالت برعکس پیداکرده و این رسانه های رسمی هستند که محتواها و جریان های اصلی رسانه های اجتماعی را شکل و جهت می دهند.

از مجموع این مسائل می توان این گونه جمع بندی کرد که به واسطه محدودیت هایی که قانون انتخابات برای فعالیت صریح و شفاف انتخاباتی قبل از زمان محدود تبلیغات در نظر گرفته است طبیعتاً میدان فعالیت رسانه های دیگر رسانه ها پررنگ تر خواهد بود. بی شک با شروع زمان تبلیغات، تبعیت رسانه های اجتماعی از موضوع ها و جنجال های رسانه ای با محوریت رسانه ملی و برنامه های تبلیغاتی کاندیداها بیشتر شده و میدان داری رسانه های اجتماعی کم تر خواهد شد.

قالب رسانه های اجتماعی در خدمت جریان های سیاسی

هر رسانه اجتماعی با توجه به نوع، رابط کاربری و طراحی خود به محتوا و گرایش های جذب شده به خود مؤثر است. در واقع رسانه های اجتماعی، فارغ از محتوای خود، تنها متأثر از قالب خود می توانند به کنش های اجتماعی و سیاسی جهت و شکل دهند.

روند گسترده حضور و فعالیت های سیاسی و حضور شخصیت های سیاسی در شبکه اجتماعی توییتر در ماه های اخیر، گواه این واقعیت است که در توییتر خبرها و اتفاق هایی در جریان است. توییتر به واسطه محدودیت 140 کاراکتری که در تولید متن دارد محتوای پیام را به سمت صراحت، کنایه و نشانه روی دقیق می برد. در واقع، توییتر اجازه فلسفه بافی و استدلال آوری به کاربر خود نمی دهد. کاربر باید بتواند حرف خود را مانند یک تیر تیز کرده و به سمت هدف پرتاب کند.

فضای توییتر تقریباً مشابه آن اتفاقی است که در سال 92 و در مناظره های انتخاباتی رخ داد، فرصت کوتاه یک و دو دقیقه ای به کاندیدا این فرصت را برای کاندیدایی فراهم کرد که آمادگی بهتری برای سخنوری کوتاه داشت و پیروز مناظره ها کسی بود که بتواند جمله های ماناتر، صریح تر و قصار گونه تری آماده کرده و بیان کند. به نظر می رسد تبادل های توییتری و فضای رسانه ای انتخابات پیش رو به واسطه همین نزدیکی قالب بیش از پیش شده و چه بسا بسیاری از جمله ها از توییتر یا با توییتر به مخاطب برسد.

علاوه بر آن، با تضعیف عامدانه رسانه های اجتماعی گفتگو محور که امکان بیان محتوای مستدل و منطقی را فراهم تر می کردند (مانند فیس بوک و گوگل پلاس) عملاً جریان رسانه ای کشور از یک فضای گفتگو به یک فضای جدل رسانه ای نزدیک شده که می توان از آن به توییتری شدن فضای سیاسی نام برد.

تلگرام با اختصاص بخش قابل توجهی از پهنای باند بین الملل کشور به خود، مانند یک شبکه بزرگ توزیع در کشور عمل کرده و نقش شبکه توزیع عمومی پیام را بازی خواهد کرد. نقش تلگرام از دو جنبه برای انتخابات پیش رو مهم به نظر می رسد:

نخست؛ نقش توزیع کنندگی پیام از مراکز قدرت و جریان های هدایت شده سیاسی و انتخاباتی؛ و دیگری نقش جمع آوری کننده مسائل اجتماعی از کف عرصه اجتماعی برای بازنمایی، بزرگ نمایی و استفاده در فرایندهای انتخاباتی است. در واقع، نقش توزیعی از بالا به پایین تلگرام در حوزه محتواهای سیاسی در کنار نقش تجمیعی تلگرام در حوزه های اجتماعی و جهت دهی به مشکلات اجتماعی به سمت رأس فضای رسانه ای کشور، از دو زاویه در انتخابات فرارو مهم و قابل توجه خواهد بود.

فضای نسبتاً باز رسانه ای در ماه های منتهی به انتخابات، تلاش جریان های سیاسی برای بهره برداری از جریان های اجتماعی و آمادگی نسبی جامعه برای التهاب متأثر از وضعیت نا به سامان کشور در حوزه های اجتماعی به خصوص بیکاری، حقوق کارگران و امثال آن، تلگرام را به ابزار مستعد و گسترده ای تبدیل کرده که اتفاق های اجتماعی محتمل (نظیر خودسوزی، تجمع، خودکشی و امثال آنها) را به سرعت به مسأله درجه اول کشور در فضای رسانه ای تبدیل کرده و در جریان مبارزه های انتخاباتی هزینه کند.

کانال های تلگرام با وجود ذات یک سویه ای که دارند خود از یک ساختار تأمین محتوای شبکه ای استفاده می کنند؛ به این معنی که خود کانال ها نسبت به هم و مکانیزه تأمین محتوایشان از یک ساختار شبکه ای تبعیت می کنند. از این رو می توان فرایند خلق و توزیع پیام و نسبت کانال های دارای سرمایه اجتماعی بالاتر به عنوان تغذیه کننده با بقیه را به صورت شبکه ای متصور بود.

فضای دوسویه در رسانه های اجتماعی این امکان را فراهم می کند که به واسطه امکان درج نظرهای متفاوت و گاهی متضاد، خبرها در یک فضای گفتگو، شفاف تر شده و در یک فرایند منطقی تر توسط مخاطبان ادراک شود و به نوعی فضای «تعدیل شوندگی» خبر فراهم گردد؛ اما در فضای یک سویه ی کانال به واسطه عدم وجود چنین امکانی، فرصت ایجاد هیجان، شتاب دهندگی و بسیج کنندگی در توزیع یک خبر به خصوص در شرایط بحرانی، بیش تر فراهم است.

اینستاگرام علی رغم این که به واسطه عکس محور بودن بیش از هر چیز در حوزه سبک زندگی نقش آفرینی می کند اما از دو زاویه نمی توان نقش آن را در فرایندهای سیاسی نادیده گرفت:

نخست؛ قدرت قابل توجه افراد مشهور اعم از بازیگران و بازیکنان فوتبال که دارای سرمایه اجتماعی بالایی در این شبکه هستند و قابل پیش بینی است که بخواهند از این سرمایه اجتماعی به نفع فرد یا جریانی استفاده کنند؛

و دوم، سرویس پخش مستقیم اینستاگرام است که محتمل است نقش آفرینی سیاسی این شبکه اجتماعی را افزایش دهد.

پخش مستقیم برنامه ها و میتینگ های سیاسی کاندیداها محتمل ترین کارکرد سیاسی پخش زنده اینستاگرام است. البته باید توجه داشت از آن جا که این امکان، فرصت هیچ گونه ویرایش و اِعمال مدیریت بر محتوا را به استفاده کننده نمی دهد هرگونه اتفاق غیرمترقبه ای را نیز که ممکن است مطلوب تیم رسانه ای کاندیدا نباشد، پوشش خواهد داد که ممکن است همین ویژگی را بتوان به عنوان متغیرِ مانع استقبال از پخش زنده اینستاگرام تلقی کرد.

جمع بندی

همان طور که تشریح شد فضای ماه های قبل از انتخابات فرارو، در واقع، فضای گفتمان سازی و میدان سازی تبلیغاتی است. ویژگی این زمان، مشخص نبودن افراد، ابهام در کاندیدا و نقش پررنگ موضوع های کلان است. در این دوره، بسته به این که رسانه های رسمی- به خصوص رسانه ملی- تا چه میزان خود را ملزم بداند که در خصوص موضوع های مهم و مورد علاقه مردم واکنش نشان بدهد می تواند نقش تعیین کننده میدان را ایفا کند.

در شرایطی که به هر دلیلی، کنش مبتکرانه رسانه ای رسانه های رسمی کم بشود نقش رسانه های غیررسمی بیش تر شده و آن ها هستند که موضوع ها را برجسته کرده و رسانه های رسمی- به خصوص رسانه ملی- را مجبور به کنش در زمینی می کنند که خود طراحی کرده اند.

اما زمان مهم و حیاتی تا آن زمان، بازه زمانی سه هفته ای مشخص شدن کاندیداهای احتمالی پس از ثبت نام تا زمان شروع رسمی تبلیغات خواهد بود؛ زمانی که فعالیت های رسانه ای از گفتمان سازی خارج شده، به سمت اشخاص می رود و حالت صریح تری به خود می گیرد.

در این زمان به دلیل محدودیت های رسانه های رسمی، این رسانه ها با تأخیری سه هفته ای نسبت به رقبای غیررسمی خود وارد فضای شفاف انتخاباتی شده و میدان عمل برای تخریب ها، شایعه ها و جریان سازی های کاذب بیش تر فراهم است. این بازه، بهترین زمان و فضای زیست برای رسانه های غیررسمی با محوریت شبکه های اجتماعی است.

شایعه سازی ها، جریان سازی های تخریبی و امثال آن، قاعدتاً در فضای غیبت رسانه های عمومی و رسمی، میدان عمل را بازتر از زمان شروع تبلیغات و آغاز کنشگری رسانه ای رسانه های عمومی خواهند یافت. هم زمانی این دوره با دوره بررسی صلاحیت ها و افزایش تلاش های تخریبی و افشاگرانه برای تأثیرگذاری بر فرایند بررسی صلاحیت ها، حساسیت این دوره را افزایش می دهد.

نتیجه گیری

همان طور که تشریح بیان شد نحوه مدیریت فضای رسانه ای کشور از مدیریت از بالا به پایین و کنشگر بالادستی در حوزه محتوا به مدیریت همراه با کنش متقابل و هم سطح تغییریافته است. مهم ترین آسیب های محتمل از ناحیه تقاطع فضای مجازی و انتخابات پیش رو، قدرت بسیج کنندگی، شایعه سازی و جریان های تخریبی است. راهکارهای عینی و عملیاتی برای اِعمال حاکمیت بر این فضای رسانه ای در کوتاه مدت، افزایش قدرت مسئولیت و دانش اجتماعی در کنار تلاش برای افزایش مسئولیت حقوقی است.

افزایش دانش و مسئولیت اجتماعی در فضای مجازی در مدت باقی مانده، از چند مسیر مشخص امکان پذیر است که می تواند گام های عملی برای کاهش آسیب پذیری کشور از تضعیف مسئولیت حقوقی در فضای رسانه ای پیش رو باشد:

1. به رسمیت شناختن اصل رسانه های اجتماعی در رسانه های رسمی و عمومی نظیر رسانه ملی

2. ارتقاء دانش رسانه ای از طریق نمایش تواترِ بی اعتباری جریان ها و هیجان های شبکه ای در رسانه های رسمی

3. تأمین خبری مخاطب و کاهش فضای زیست رسانه های غیررسمی

4. رفع موانع قانونی کنش شفاف رسانه های رسمی پیش از آغاز زمان تبلیغات قانونی

دفتر سخنگوی ناجا

لینک سریع

#

تبلیغات