پایگاه اطلاع رسانی فانوس | از عیدی رئیس‌‎جمهور به مردم تا تعیین حداقل دستمزد کارگران

دکه گردی فانوس

از عیدی رئیس‌‎جمهور به مردم تا تعیین حداقل دستمزد کارگران

سرویس سیاسی - سرمقاله‌ها و یادداشت‌های امروز برخی از روزنامه‌های رسمی و مهم کشور به موضوعاتی نظیر فضای تعیین حداقل دستمزد کارگران، ادبیات منفعلانه در محیط سنگلاخ جهانی، کارکرد رسانه‌ها را ارج نهیم، عیدی رئیس‌‎جمهور به مردم، پشت به واقعیت!، تلاش برای جبران شکاف مزدی، انتخابات به شکل اصولگرایانه! و غفلت و حسرت یا رضایت و افتخار اختصاص دارد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی فانوس، نویسندگان سرمقاله‌ها و یادداشت‌های روزنامه‌های امروز "پنج شنبه 95.12.26" به موضوعات فضای تعیین حداقل دستمزد کارگران، ادبیات منفعلانه در محیط سنگلاخ جهانی، کارکرد رسانه‌ها را ارج نهیم، عیدی رئیس‌‎جمهور به مردم، پشت به واقعیت!، تلاش برای جبران شکاف مزدی، انتخابات به شکل اصولگرایانه! و غفلت و حسرت یا رضایت و افتخار پرداختند.

ایران

روزنامه ایران در بخشی از یادداشت امروز خود با عنوان «فضای تعیین حداقل دستمزد کارگران» نوشت: روزهای پایانی هر سال، یکی از پرسش‌های مکرر نزد فعالان اقتصادی و کنشگران اجتماعی، مسأله حداقل دستمزد سال آتی است. امسال نیز به مانند گذشته، آخرین روزهای سال خبر از تعیین حداقل دستمزد سال 1396 داشت، خبری که در پی نشست طولانی شورایعالی کار و در بامداد روز چهارشنبه در رسانه‌ها منتشر شد. به موجب تصمیم گرفته شده حداقل دستمزد رقم 930 هزار تومان در ماه اعلام شده است. این همه در حالی است که این رقم نسبت به میزان مصوب سال گذشته ١٤ درصد و با ملحقات ١٥.٣ درصد افزایش داشته است. شایان توضیح است که افزایش حداقل دستمزد سال ٩٣ معادل ٢٥ درصد و با ملحقات ٣١ درصد و در سال ٩٤ برابر ١٧ درصد و با ملحقات ٢٠.٥ درصد بوده است. به بیان دیگر در طول سال‌هایی که دولت تدبیر و امید سکان اداره و سیاستگذاری را در دست داشته، همواره افزایش حداقل دستمزد بیشتر از شاخص تورم بوده است. در نتیجه از این منظر دولت توانسته از کاهش قدرت خرید کارگران و دیگر بهره‌مندان حداقل دستمزد جلوگیری کند. در بحث حداقل دستمزد آنچه مهم است اینکه  این عدد یکی از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین ارقام است که نه تنها مناسبات اقتصادی را هدایت می‌کند بلکه دارای آثار اجتماعی و رفاهی بسیار گسترده‌ای است. به بیان دیگر حداقل دستمزد در میان شاخص‌ها و ارقامی قرار می‌گیرد که با عنوان ارقام هدایت‌کننده و علامت‌دهنده شناخته می‌شوند. چرا که با فراهم کردن کف و حداقلی مشخص روابط و مناسبات کارگران و کارفرمایان را مشخص کرده و کف چانه‌زنی کارگران را در مناسبات پیچیده بازار کار مقرر می‌کند. از طرف دیگر این عدد علامت و نماد مهمی است که کارفرمایان  تعهدات و وظایف قانونی خود در قبال نیروی کار را تشخیص می‌دهند. جالب آنکه عدد حداقل دستمزد از روابط میان کارگر و کارفرما فراتر رفته و یکی از معیارهای اصلی در اداره صندوق‌های بازنشستگی محسوب می‌شود. چرا که براساس قوانین و مقررات و بجز موارد خاص، کف و حداقل مستمری پرداختی نیز با حداقل دستمزد قانونی در هر سال تنظیم می‌شود.

وطن امروز

روزنامه وطن امروز نیز در قسمتی از یادداشت امروز خود با عنوان «ادبیات منفعلانه در محیط سنگلاخ جهانی» خاطرنشان کرد: احتمالا همه ما ایرانی‌ها این جمله معروف مرحوم مدرس را شنیده باشیم. اینکه «اگر بناست بمیریم، چرا به دست خودمان بمیریم؟» البته شنیدن این جمله دقیقا مساوی با پذیرفتن آن نیست. هر چند شاید به نظر برسد یک گزاره بدیهی در آن مطرح شده باشد اما تاریخ معاصر ما پر است از موارد نقض آن. بالاترین نقیضه بر آن همان رفتار سیاست خارجی دولت پهلوی دوم است که همایون کاتوزیان برای توصیف آن از لفظ «کلبی‌مسلکی در روابط خارجی» استفاده می‌کند. حالتی که به نظر می‌رسد نوعی رئالیسم افراطی در روابط خارجی باشد. این افراط در رئالیسم امروز هم گریبان سیاست خارجی ما را گرفته است. از آن طرف بام افتادن دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم صدای اعتراض محمود سریع‌القلم را نیز که به عنوان عقل منفصل روحانی شناخته شده درآورده است. سریع‌القلم که در ابتدای کار دولت یازدهم به عنوان مشاور جناب روحانی در امور بین‌الملل معرفی می‌شد چند روز پیش در یادداشتی در سایت دیپلماسی ایرانی اینچنین می‌نویسد: «کنفرانس اخیر امنیتی مونیخ، چرخش‌های جدیدی را در قبال ایران نشان می‌دهد. عربستان، اسرائیل و ترکیه هر آنچه خواستند علیه ایران روا داشتند. اگر همکاری فعلی نظامی و دیپلماتیک عربستان و اسرائیل از حالت توافقی به مرحله حقوقی و رسمی تبدیل شود، محیط امنیتی و سیاست خارجی ایران با واقعه مهمی روبه‌رو می‌شود. به‌نظر می‌رسد انرژی اصلی تقابل با ایران هم‌اکنون از ناحیه خود منطقه است و آمریکا مکان تنظیم، تصمیم و چتر عملیاتی این تقابل است. اگر واکنش ایران در کنفرانس مونیخ را تحلیل محتوا کنیم، حکایت از پدیده‌ای می‌کند که در علم روابط بین‌الملل به آن «قربانی شدن» (Victimization) می‌گویند. ما از آن جمع سیاسی و امنیتی درخواست کردیم با ما مهربان باشید. به ما احترام بگذارید. لطفا دیگر تحریم نکنید. ما اهل دیالوگ هستیم. روش‌های حل اختلاف باید دیپلماتیک باشند. ما همیشه از خود دفاع خواهیم کرد. ضمنا ۲۷۸ سال است به کشور دیگری حمله نکرده‌ایم. این ادبیات آمیخته با مهر و محبت و اخلاق حتی در سیاست داخلی کشورها مانع اقدامات مخالفان نمی‌شود، چه برسد در محیط سنگلاخ سیاست جهانی...».

جام جم

همچنین روزنامه جام جم در بخشی از یادداشت امروز خود با موضوع «کارکرد رسانه‌ها را ارج نهیم» می نویسد: رسانه‌ها اعم از سنتی و نوظهور، مکتوب، شنیداری و دیداری و مجازی هرچند دارای کارکردهای متنوعی هستند، اما اساس و بنیان کارکرد مشترک همه رسانه‌ها اطلاع‌رسانی، مطالبه‌گری، شفاف‌سازی و انعکاس خواست مردم به مسئولان در همه جوامع هست و از این منظر به عنوان پل ارتباطی مردم با مسئولان عمل می‌کنند. البته رسانه‌های اصیل به لحاظ ماهیت حرفه‌ای مرز بین نقد منصفانه و واقع‌بینانه با سیاه‌نمایی و تخریب را بخوبی تشخیص داده و رعایت می‌کنند. طبیعی است در عصر رسانه و تشدید رقابت رسانه‌ای، حفظ مخاطبان وفادار در گرو رعایت این اصول است. با وجود پذیرفته شدن چنین تعریفی از کارکرد رسانه و به‌رغم اعتراف همگان به آن، متاسفانه برخی در گذر زمان و میززدگی ناشی از کارهای اجرایی که با آن دست به گریبانند در تعریف از کارکرد رسانه دچار اشتباه محاسبه شده بر این باورند کارکرد رسانه تا جایی قابل قبول و پذیرفتنی است که به جای نقد صرفا به تعریف و تمجید اکتفا کند و به جای انعکاس مطالبات مردم و تشریح مشکلات اقتصادی و ناهنجاری‌های فرهنگی، اجتماعی کارکرد خود را در سطح روابط عمومی تقلیل داده و در ورطه خودگویی و خودخندی گرفتار آید. طبیعی است چنین انتظاری از رسانه نه‌تنها زیر سوال بردن کارکرد ذاتی رسانه محسوب می‌شود که شائبه استفاده ابزاری از رسانه‌ها و تبدیل آنها به تریبون کف و هورا را تقویت می‌کند.

آرمان امروز

«عیدی رئیس‌‎جمهور به مردم» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آرمان امروز است که در بخشی از آن می خوانید: تنها چند روز به آغاز سال ۹۶ زمان باقی است، بنابراین در این فرصت کوتاه نمی‌توان از رئیس‌جمهور انتظار معجزه داشت. اما در روزهای پایانی سال ۹۵ روحانی می‌تواند یک کارنامه از سه سال و نیم خدمت دولت یازدهم به مردم ایران ارائه دهد. کارنامه موفقیت‌های دلگرم‌کننده‌ای که دولت تدبیر و امید تاکنون از خود به جا گذاشته است که قطعا با ناکامی‌ها و افت‌وخیرها قابل قیاس نیست. زیرا براساس آمار و ارقام، پیشرفت‌ها و موفقیت‌ها در دولت یازدهم بسیار بیشتر از ناکامی‌هاست، به همین دلیل باید در این روزهای پایانی سال ۹۵ به رئیس‌جمهور خدا قوت گفت. بنابراین از آنجا که روزهای پایانی سال ۹۵ زمان کوتاهی برای انجام هر اقدام و حل هر مشکلی است به همین دلیل روحانی عمدتا باید گزارشی کامل از عملکردها و دستاوردهای دولت یازدهم به جامعه ایران ارائه دهد و این اطلاع‌رسانی نباید تنها به این زمان کوتاه محدود شود، بلکه رئیس‌جمهور باید تا پایان عمر دولت خود باز هم به مردم بگوید چه گذشت و چه شد. در حقیقت دولت باید از همان آغاز کار به مردم گزارش می‌داد که در سال ۸۴ دولت اصلاحات چه تحویل داد و سال ۹۲ روحانی چه تحویل گرفت. رخداد مهم طی سه سال و نیم گذشته ایجاد انضباط در کل امور ازجمله انضباط در جذب نیروی انسانی، انضباط در سیاست خارجه، انضباط در صنعت، خدمات و کشاورزی بود، رخدادی که به طور قطع در مسیر توسعه کشور گامی بسیار اثرگذار بود. در هشت سال دولت‌های نهم و دهم همه مردم ایران شاهد بودند که اگر اقدامی صورت گرفت مبنای مطالعه و بررسی دقیق نداشت. برای مثال اگر مسکن مهر به جای اینکه در بیابان‌ها که از زیربنا، آب و برق، گاز و مخابرات و دسترسی به امکانات رفاهی و وسایل نقلیه محروم است، ساخته می‌شد با یک بررسی دقیق‌تر دولت قبل می‌توانست براساس نقاط جمعیتی موجود در بافت فرسوده به نوسازی بپردازد. درواقع دولت‌های نهم و دهم به جای سرمایه‌گذاری در بیابان‌ها باید در بافت فرسوده به نوسازی می‌پرداختند؛ به‌عبارتی با اصلاح طرح جامع و تفصیلی این مکان‌ها را نوسازی می‌کردند.

کیهان

«پشت به واقعیت!» نیز عنوان یادداشت امروز روزنامه کیهان است که نگارنده در بخشی از آن خاطرنشان کرده است: سخن گفتن از اینکه «باید سیاستی اتخاذ کرد تا جنگی روی ندهد وگرنه ناگزیر خواهیم شد هزینه بسیار زیادی برای آن بپردازیم»  تا حد زیادی اغواکننده و توام با نادیده گرفتن واقعیت است و در بعضی موارد هم با «دروغ‌پردازی، همراه می‌باشد چرا که جنگی که از وقوع آن پرهیز داده می‌شود، همین الان در منطقه و در اطراف غربی، شرقی و جنوبی مرزهای ایران وجود دارد و هدف اصلی آن هم جمهوری اسلامی است و جمهوری اسلامی نیز در این صحنه‌ها به نوعی درگیر می‌باشد. پرهیز دادن از جنگی که وجود دارد  در عرصه سیاست نوعی سیاه بازی است. در این خصوص گفتنی‌هایی وجود دارد: از مدت‌ها پیش و به خصوص در فضای پس از برجام و به ویژه از آن زمانی که ناگزیر به این اعتراف رسیدیم که غرب به وعده‌های خود در برجام پایبند نیست، این موضوع مطرح شد که ما سر دو راهی جنگ با دنیا و تعامل با دنیا قرار گرفته‌ایم و منطق حکم می‌کند که تعامل را برگزینیم و در چارچوب تعامل به توافقاتی بیندیشیم که مانع وقوع جنگ علیه ایران و کشیده شدن دامنه جنگ منطقه به ایران شود. کمی بعدتر و زمانی که «ترامپ» سرکار آمد همین‌ها به بازتولید عبارت‌های قبلی روی آورده و گفتند ترامپ آدم پیش‌بینی‌ناپذیری است و تصمیم‌های حساب نشده‌ای می‌گیرد پس بهتر است که حرفی نزنیم که ناراحت شود. امروز در یک گام جلوتر می‌گویند علامت‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد با ترامپ هم می‌توانیم مذاکره و توافق کنیم بنابراین باید فضای سیاسی و رسانه‌ای‌مان را در رابطه با آمریکا آرام کنیم تا به توافقاتی در مباحث منطقه‌ای دست پیدا کنیم. وقتی این خط سیر را طی دو تا سه سال اخیر مرور می‌کنیم درمی‌یابیم که همه بحث این است که ما به توافق با آمریکا و نه ادامه راهی که تاکنون رفته‌ایم بیندیشیم این در حالی است که در آمریکا دقیقا برعکس این فکر و عمل می‌شود یعنی آمریکایی‌ها - چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه، چه مجلسی و چه دولت، چه در دوره اوباما و چه در دوره ترامپ- به هیچ‌وجه به توافق با ایران فکر نکرده و عمل نمی‌نمایند و حسب آنچه در بحث برجام تجربه کردیم تسلیم ایران را دنبال می‌کنند پس حتی اگر ایران بخواهد از رویه مبتنی بر استقلال‌طلبی و هویت‌خواهی خود دست بردارد - که دست برداشتن آن تضعیف شدید ایران را در پی می‌آورد - باز هم به توافق با آمریکا دست پیدا نمی‌کند بلکه باید به تسلیمی بیندیشد که حریف را جسورتر خواهد کرد. در این میان بعضی از چهره‌های سیاسی برای اینکه چنین تسلیم شدنی را توجیه کرده و از قبح آن بکاهند،  می‌گویند آن سوی واقعه، جنگ است!

شرق

همچنین روزنامه شرق در بخشی از یادداشت امروز خود با عنوان «تلاش برای جبران شکاف مزدی» تاکید کرد: حداقل دستمزد، کمترین رقمی است که نیروی کار با آن به بازسازی فردی می‌پردازد. درواقع رقمی است که کمتر از آن امکان بازتولید نیروی کار در کوتاه‌مدت نیز به خطر می‌افتد. این حداقل در کشور ما و طبق قانون در یک گفت‌وگو و چانه‌زنی سه‌جانبه با نظارت دولت تعیین می‌شود. دولت باید نقش بی‌طرف را بازی کند و مطابق مصالح بلندمدت کشور و با توجه به وضعیت اقتصاد معیشت کارگران و البته مسائل و مشکلات فراروی تولید و کارفرمایان، در این ارتباط مداخله کند. منطق تعیین رقم آن نیز مطابق قانون و عرف به قدرت خرید نیروی کار برمی‌گردد و فرض قانون بر ثبات این قدرت خرید است که البته ابهام تعیین سال پایه مربوط به این ثبات همیشه پابرجا بوده است. ابهامی که به نظر می‌رسد باید از سوی دولت بررسی و مشخص شود. یکی از گزینه‌های پیش‌رو برای رفع این ابهام، پذیرش سبد غذایی حداقلی برای این موضوع است و البته پذیرش و عمل به آن در قالب تعیین حداقل دستمزد. اما در نگاهی میان‌مدت به نظر می‌رسد شوک‌های قیمتی و البته به باور نگارنده دستمزدی که در سال‌های ٩٠، ٩١ و ٩٢ بر این حوزه وارد شد، با وجود تلاش‌های دولت یازدهم برای جبران هنوز جبران نشده است. «جدول دستمزد» سه شاخص مرتبط با قدرت خرید نیروی کار شاغل و بازنشسته را نشان می‌دهد. به عنوان مثال تورم سال ٨٩ باید مبنایی باشد برای تعیین حداقل دستمزد سال ٩٠. همان‌گونه که در جدول زیر مشاهده می‌شود، نرخ افزایش دستمزد در سال ١٣٩٠ برابر ٨,٩ درصد بوده است که ٣.٥ درصد از نرخ تورم پایین‌تر است که این امر به معنای کاهش قدرت خرید نیروی کار به همین میزان در سال مذکور است. روند پایین‌تربودن نرخ افزایش حداقل دستمزد تا سال ٩٣ ادامه داشته است.

اعتماد

«انتخابات به شکل اصولگرایانه!» نیز عنوان سرمقاله امروز روزنامه اعتماد است که در بخشی از آن تصریح شده است: هرچه به رفتار انتخاباتی اصولگرایان نگاه می‌کنیم، دچار تعجب و حیرت بیشتری می‌شویم. نه فقط از چگونگی روابط داخلی خودشان، بلکه از جهت نوع رابطه‌ای که میان خودشان با مردم تعریف می‌کنند نیز خیلی جای تامل دارند. یکی از فعالان باسابقه اصولگرا اخیرا در گفت‌وگویی اعلام کرده است که: «بحث این است که نامزد واحد بعد از مناظرات تعیین شود. یعنی قرار است آن مناظرات تشکیل شود، افراد مواضع خود را بگویند، برنامه‌های خودشان را بیان کنند، آسیب‌شناسی مشکلات مملکت را بگویند، راه‌حل‌های‌شان را هم عنوان کنند تا بعد معلوم شود. بعد از این مرحله است که می‌توان نظرسنجی کرد. بعد از اینکه مناظرات انجام شد، احتمالا این چهره (منظور چهره مورد نظر گوینده است) شناخته‌شده‌تر می‌شود آن وقت با نظرسنجی‌ها احتمال زیادی وجود دارد که جزو نفرات برگزیده باشند.» معنای روشن چنین سخنی این است که اصولگرایان کاری را که باید درون حزب و جناح خود انجام دهند و از مدت‌ها پیش سازوکار آن را پیش‌بینی و به اجرا در آورده باشند، می‌خواهند از طریق منابع عمومی و در سطح ملی انجام دهند. مثل انتخابات کشورهای دیگر که نامزد یک جناح از طریق رقابت‌های داخلی همان جناح انتخاب می‌شود و از امکانات و منابع خودشان برای آن رقابت استفاده می‌کنند و نامزد نهایی آنان وارد رقابت ملی و کشوری می‌شود. این معنا ندارد که رقابت درون‌گروهی را از طریق انتخابات ملی انجام داد. بگذریم که از این نظر نیز به نتیجه نخواهند رسید. چنین رفتاری توهین آشکاری به مردم است. اینکه چند نفر از نامزدهای اصولگرا بیایند و ثبت‌نام کنند و از امکان  رایگان صداوسیما و در واقع از جیب مردم استفاده کنند، سپس در پایان به نفع یکی یا حتی هیچ‌کس دیگری کنار بروند یا نروند. چنین کاری یک سوءاستفاده آشکار از منابع عمومی و نیز تخریب فضای انتخاباتی است. برای نمونه وقتی که یک مناظره تلویزیونی میان دو نامزد اصلی برگزار شود و دو ساعت وقت باشد، هرکدام از آنان می‌توانند برنامه‌ها و نظرات خود را در یک ساعت بیان کنند، ولی وقتی که این تعداد به ٨ نفر برسد، به هرکدام از این دو نفر فقط حدود ١٥ دقیقه وقت خواهد رسید و بقیه وقت‌ها نصیب نامزدهایی می‌شود که قرار نیست یا نبوده که تا پایان در انتخابات حاضر شوند.

جوان

در پایان نیز روزنامه جوان در یادداشت امروز خود با عنوان «غفلت و حسرت یا رضایت و افتخار» نوشت: پایان سال، یعنی پایان یک محاسبه، با این تفاوت که این محاسبه تمرینی است برای زمانی که در پیشگاه الهی قرار می‌گیریم و در برابر کرده‌های خویش سر را افراشته و خشنود و راضی با افتخار از بندگی او سخن می‌گوییم یا خدای ناکرده با اعمال بد یا کرده‌های خویش، سرافکنده سر را به زیر انداخته و خجل و شرمنده به امیدی می‌نشینیم که شاید از رهگذر اعمال نیکی که داشته‌ایم، توشه‌ای برای عبور از آن شرایط سخت پیدا شود. سال که به پایان می‌رسد ناخودآگاه این سؤال در ذهن نقش می‌بندد که در طول یک سال تلاش و فعالیت در مسیر اهداف و برنامه‌های پیش‌بینی شده چه اقدامی انجام گرفته و تا چه میزان توفیق حاصل شده است. به تعبیر دیگر پرونده یک سال تلاش همچون پرونده یک عمر زندگی یا برعکس قصورها و کم‌‌کاری‌ها، در پیش چشم رقم می‌خورد و از اعمال و رفتارهای مثبت احساس رضایت و غرور و از اقدامات غلط و ناصواب که برآیند آن خسران و عقب‌ماندگی فردی و اجتماعی است، احساس سرافکندگی می‌کنیم. سالی که گذشت مشحون از غم‌ها و شادی‌ها، توفیق‌ها و عدم توفیق‌ها بود. در حوزه منطقه‌ای، ایران ثابت کرد که یک طرف قوی معادله است و بدون او، شکل‌گیری ترتیبات جدید منطقه‌ای نه تنها سخت، بلکه قریب به محال است. در سالی که گذشت، میلیاردها دلار هزینه سعودی‌ها در لبنان برای تعیین رئیس‌جمهور دلخواه آنها کاری از پیش نبرد و این ایران و حزب‌الله لبنان بودند که توانستند دو و نیم سال خلأ رئیس‌جمهور لبنان را با معرفی گزینه خود و به کرسی نشاندن وی بر مسند رئیس‌جمهوری لبنان به اثبات برسانند و بار دیگر حسرت و داغ ننگ شکست را بر پیشانی آل‌سعود بنشانند. در سالی که گذشت داعش با همه عده و عده و ساز و برگ به عاریت گرفته از اربابان غربی خود و صرف میلیاردها دلار سعودی و برخی شیوخ مرتجع خلیج فارس و  نقشه‌های شوم منطقه‌ای ترکیه و دیگران، نتوانست در صحنه نبرد سوریه و عراق پیروز میدان بیرون آید، بلکه بیشتر آنچه را که در طول پنج سال در این صحنه کسب کرده بود از دست داد. نیروهای مقاومت در سوریه، دومین شهر بزرگ و استراتژیک این کشور یعنی «حلب» را آزاد و داعش و حامیان او را خفیف و سرافکنده کردند. طرفداران منطقه‌ای او نیز معادله جدید قدرت را پذیرفتند و در مقابل معرفی داعش و جبهه النصره به عنوان گروه‌های تروریستی، سر تسلیم فرود آوردند و با همین رویکرد پای میز مذاکره در «آستانه» و «ژنو» حاضر شدند. در عراق نیز با خروج تروریست‌ها از «فلوجه» مسیر آزادسازی موصل هموار شد و ارتش عراق و حشدالشعبی (نیروهای مردمی) نقشه امریکا را به هم ریختند و با یورش به مواضع داعش و گروه‌های تروریستی در موصل، حلقه محاصره آنها را تنگ‌تر کردند و عن‌قریب این ناقوس پیروزی است که در عراق نواختن گرفته است و می‌رود طومار این گروه‌های خانمانسوز را نیز در این کشور برچیند.

/انتهای پیام/