پایگاه اطلاع رسانی فانوس | تغییر کاربری از برجام برای فرار از پاسخگویی

تغییر کاربری از برجام برای فرار از پاسخگویی

سرویس سیاسی - کمتر از70 روز مانده به انتخابات، جامعه ایرانی هنوز نتوانسته دستاوردهای «عینی» برجام را احساس کند.

به گزارش گروه سیاسی فانوس، کمتر از70 روز مانده به انتخابات، جامعه ایرانی هنوز نتوانسته دستاوردهای «عینی» برجام را احساس کند. دستاوردهای عینی (شعارهای هسته‌ای- تبلیغاتی) که دولت از دستیابی به آن عاجز بوده، «بهبود آنی معیشت مردم»، «لغو کامل تحریم‌ها» و « توسعه روابط تجاری- بانکی با کشورها» است.
 
هر کدام از اعضای کابینه یازدهم برای «فرار دولت از پاسخگویی» و «دست برتر داشتن رئیس‌جمهور در مناظرات انتخاباتی» تلاش کردند از دستاوردهای عینی (محقق نشده برجام) عبور و دستاوردهای «شعاری- خیالی» برجام را برجسته کنند. به همین دلیل از اواسط پاییز، به نظر می‌رسد دولتمردان طبق یک دستورالعمل مشترک عمل و عبارات و موضع‌گیری «مشابه» و «یکسانی» را اتخاذ کردند که وجه مشترک آنها « تحمیل باورهای غیر واقعی به مردم» است. دولت توافق هسته‌ای را یک شمشیر دولبه می‌داند که لبه تیزتر آن به سمت خودی هاست و به همین دلیل تلاش می‌کند برجام را «تغییر کاربری» بدهد و با ترویج القائات «خیالی» به جامعه، از پاشنه آشیل شدن برجام جلوگیری کند. بر همین اساس دولتمردان جملات ادعایی سابق را تکرار نمی‌کنند، جملاتی نظیر برجام «اقتصاد را شکوفا کرد»، «محیط زیست را بهبود بخشید»، «بیکاری را مرتفع»، «تورم و رکود را برطرف» کرد و تلاش می‌کنند عبارات «خیالی» و «غیرقابل اثبات» را به عنوان دستاوردهای اصلی برجام القا تا جایگاه پرسشگر- پاسخ‌دهنده را عوض کنند. این بدان معناست که دولت تصمیم دارد پاشنه‌آشیل خود در انتخابات96 (برجام) را تبدیل به «تیر آرش کمانگیر» و نقطه قوت خود جهت پیروزی مجدد در انتخابات کند، به همین دلیل از هم‌اکنون دستاوردهای «موهوم»را به صورت گسترده مورد توجه قرار داده‌ است.
 
بیان جملاتی نظیر: «دور کردن سایه جنگ از کشور»، «ملغی کردن قطعنامه‌های بین‌المللی علیه کشور» و «مخابره کردن عزت و مقاومت ملت ایران به دنیا» از جمله دستاوردهای موهومی است که اخیراً مورد تأکید دولتمردان قرار گرفته یا سخنان هفته اخیر عباس عراقچی که بیان می‌کند: «برجام چهره و موقعیت ایران را تغییر داد». گفته عراقچی به قدری اغراق‌آمیز و متناقض با شرایط داخلی و موقعیت خارجی است که نمی‌توان به سادگی از آن گذشت و استدلال‌های هرچند موجزی برای رد چنین ادعایی ارائه نکرد.
 
1- عراقچی در حالی مدعی «تغییر موقعیت»ا یران به‌واسطه برجام است که اقتدار امروز کشور ناشی از قدرت گفتمانی- دفاعی است و هیچ‌گونه ارتباطی با حوزه دستگاه سیاست خارجه ندارد و در مقابل مجموع اقدامات 43 ماه دستگاه دیپلماسی گاه در جهت خلاف این اقتدار نیز می‌تواند به شمار آید و مصداق آن ادعای امریکا مبنی بر محدودیت تست موشک‌های بالستیک توسط کشورمان است. علاوه بر این با استناد به آمار دقیق و عینی موجود برجام و قطعنامه2231 نه تنها موقعیت ایران را متحول نکرده بلکه «تهدیدات ضدایرانی را پایدار» و «گسترده» کرده تا جایی که «حمله نظامی» پرکاربردترین کلیدواژه مقامات غربی درباره کشورمان بوده است. به‌راستی چگونه می‌توان مدعی تغییر موقعیت کشور بود در حالی که دامنه تهدیدات نظامی بسیار گسترده شده و حتی دولتمردان امریکایی به واسطه پالس‌های دریافتی از داخل کشور، خواهان تغییر رفتار ایران در قبال مظلومان منطقه و حتی موشک‌های دفاعی یا همان برجام 2 و 3 شده‌اند.
 
2- زمانی می‌توان مدعی تغییر موقعیت کشور شد که تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی از هسته‌ای به حوزه حقوق بشر و موشک شیفت نشده باشد و «موقعیت قبل از برجام» که همان «تحریم» بوده «حفظ» و حتی «توسعه» نیافته باشد که نمونه آخرین آن تلاش نمایندگان سنای امریکا برای تدوین یک بسته تحریمی جدید علیه ایران است که بر اساس اظهارات باب کورکر تحریم‌ها آینده به گونه‌ای تنظیم خواهد شد که توافق هسته‌ای ایران را نقض نکنند!
 
3- چگونه می‌توان مدعی تغییر چهره ایران به‌واسطه برجام بود آن، هم در شرایطی که بر اساس مفاد منشور سازمان ملل پذیرش قطعنامه 2231 توسط آقایان ظریف و عراقچی به منزله اعتراف به این مسئله است که ایران ناقض صلح و امنیت بین‌الملل و تضییع‌کننده حقوق سایر ملت‌ها معرفی بوده و ظرفیت افزایش محدودیت‌ها در عرصه جهانی را داراست. تکرار عبارت معروف «برجام صلح و امنیت را برای منطقه و فضای بین‌الملل به ارمغان آورد» توسط مقامات غربی از روز امضای برجام تاکنون دقیقاً با همین هدف صورت می‌گیرد.
 
4- طی ماه‌های پس از برجام «قطعنامه‌ حقوق بشری و ضدایرانی مجمع عمومی سازمان ملل» در دی‌ماه 94 که وضع قطعنامه حقوق بشری را محتمل‌تر از هر زمانی کرده یا دو قطعنامه کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل درباره وضعیت حقوق بشر کشورمان در حالی است که نباید از تحرکات پارلمان اروپا جهت تضعیف «وضعیت» نیز غافل شد.
 
5- چگونه می‌توان مدعی موفقیت برجامی بود که د‌هها تن از مسئولان ارشد دولت نتیجه آن را «تقریباً هیچ» می‌دانند و اعتراف کرده‌اند که بارها نقض شده است؟ در همین هفته اخیر علی‌اکبر صالحی گفت: «انگلیس در اجرای قرارداد خرید ۹۰۰تن کیک زرد با ایران و 1+5 بدعهدی کرده» و سی‌ان‌ان گزارش می‌دهد: «ترامپ برجام را پاره نخواهد کرد، زیرا اسرائیلی‌ها در حال حاضر نه تنها از این توافق ناراحت نیستند بلکه خوشحال هم هستند»؛ پس چگونه می‌توان مدعی موفقیت آن بود؟ بنابراین مسئولان ارشد دولتی طی سخنرانی‌های منتهی به انتخابات قطعاً به دستاوردهای «خیالی» برجام متوسل خواهند شد تا به کمک آن از ریزش آرای انتخاباتی خود جلوگیری کنند. دستاوردسازی برای برجام به این سبک و سیاق همچنین می‌تواند روحیه مطالبه‌گری جامعه از برجام را به حداقل رسانده و این ذهنیت را برای افکار عمومی به همراه داشته باشد که برجام «موقعیت» و «چهره» ایران را تغییر داده است!
 
نکته مهم در این باره آن است که دستاوردی «خیالی» برخلاف «عینی» برای جامعه قابل لمس نبوده و قابل رؤیت نیست و تنها کارکرد آن زنده نگه داشتن امید جامعه به تئوری «سازش با غرب= بهبود معیشت و جلوگیری از جنگ» و تضمین‌کننده یک موفقیت انتخاباتی در اردیبهشت سال 96 برای دولت است.

منبع: روزنامه جوان

/انتهای پیام/