پایگاه اطلاع رسانی فانوس | نگاهی مثبت به سرماخوردگی

نگاهی مثبت به سرماخوردگی

سرویس دانستنی ها - هرگاه ترشحات بینی و حلق تو در طول سرما خوردگی، غلیظ بود، تنها یک دلیل دارد، و آن، کافی نبودن، میزان مایعات بدن است. چرا که، بدن هوشمندانه، آب را در بدن پخش میکند، زمانی که مقدار آب بدن کم باشد، نمی تواند سهمیه‌ی مغز و قلب و سایر ارگانهای حیاتی را بگیرد و در اختیار سربازان ارتش خود قرار دهد تا عوامل مهاجم را بشویند و دفع کنند.

 

به گزارش فانوس به نقل از خبر آنلاین  ، به دلیل سرماخوردگی و بروز علایم آن از قبیل، بدن درد، سرفه، عطسه و آبریزش  بینی، سریع به دکتر مراجعه کردم.

 

درمانگاه شلوغ بود و بیشتر مراجعه کنندگان هم مثل من برای درمان سرماخوردگی آمده بودند.

نام مرا که صدا زدند به مطب وارد شدم.

 

دکتر علت مراجعه را پرسید، گفتم: فکر می کنم، ظاهرم اینقد تابلو باشه که نیازی به توضیح نباشد، بدجوری سرما خورده ام و منو از کار و زندگی انداخته، می خوام بهم کمک کنید تا زود از شر این بیماری نجات پیدا کنم.

 

دکتر در حالی که به طرف من چرخید، آرنج هایش را روی دسته‌ی صندلی گذاشت و با دو دست، با خودکاری که در دست داشت، بازی می‌کرد، از بالای عینک به من نگاهی کرد، گفت: من به تو دارو نخواهم داد، چرا که این مشکل، برای بدن تو، شر که نیست، هیچ، بلکه خیر هم هست.
با تعجب به دکتر گفتم: معلومه، خودتون سرما نخورده اید که اینقدر نگاهتون مثبته، اما این بیماری در دوروز گذشته منو داغون کرده است.
 

دکتر خون سردتر از پیش گفت: یادت باشه برای من بسیار راحته، که همچون بعضی از همکارانم، با یک معاینه‌ی فوری، یک عالمه دارو برات بنویسم و تو هم با مصرف اونا، به ظاهر فورا نتیجه بگیری و خیلی هم از من ممنون باشی که چقد زود کمکت کرده ام و درمان شده‌ای و از شر سرماخوردگی، تو را راحت کرده ام. اما من نمی‌توانم وجدانم را زیر پا بگذارم و آنچه به ضرر بدن توست، انجام دهم.

 

با تعجب گفتم ممنون می‌شوم، دکتر اگر بیشتر توضیح دهی تا من قانع شوم؟
او با مهربانی هرچه تمامتر گفت: بهت حق می‌دهم، چون آنچه بدون ارزش است، آموزش‌های اصولی و کاربردی است.
 
ببین، برای اینکه ذهنیت تو را نسبت به بدنت عوض کنم و به آن، نگاه مثبت بدهم مجبورم به مثالی ملموس متوسل بشوم.
چشمانت را ببند و به آنچه می‌گویم سعی کن در ذهن خود تصور کنی: میتوانی تصور کنی، بدن تو یک کشور مستقل است؟
گفتم: آره. 
دکتر گفت: خوبه. 
بگو مهمترین ابزار برای حفظ تمامیت و استقلال یک کشور مستقل چیست؟
گفتم: معلومه، ارتش هر کشور مهمترین ابزار دفاع از استقلال آن کشور مستقل است.
 دکتر گفت: عالیه‌.
می‌دانی، سیستم ایمنی بدن تو یک ارتش قوی برای حفظ تمامیت بدن توست؟

و این ارتش با پنج سلاح متفاوت در مرزهای بدن، از مرزهای کشور تو مراقبت می‌کند؟

 

این پنج نوع سلاح، عبارتند از؛ 
*سرفه
*عطسه
*آبریزش بینی
*استفراغ
* اسهال

ارتش کشور تو با این پنج اسلحه‌ی متفاوت، از بدنت مراقبت می‌کند، با توجه به اینکه، عامل مهاجم از چه راهی وارد کشور تو شده است ارتش بدنت، با استفاده از اسلحه‌های مناسب، از کشور تو دفاع می‌کند.

 ۱ - اگرعامل مهاجم از طریق سیستم تنفسی وارد کشور تو شده باشد. ارتش، با اسلحه‌های سرفه، عطسه و آبریزش بینی به جنگ مهاجم می‌رود و سعی می‌کند آن‌ها را به خارج از بدن برگردانند.

 ۲ - اگر عامل مهاجم از طریق سیستم گوارش وارد کشور تو شده باشد. ارتش، با اسلحه ها‌ی استفراغ و اسهال به جنگ عامل مهاجم خواهد رفت تا آن‌ها را از بدن خارج کند.

 اکنون دچار سرماخوردگی شده‌ای، بنابراین ارتش کشور تو با سه اسلحه‌ی موثر سرفه، عطسه و آبریزش بینی به جنگ عوامل مهاجم برخاسته است.

به نظر تو، که فرمانده کشورت هستی و ارتش بدنت زیر نظر تو، در حال مبارزه با دشمن است، کدام اسلحه‌ی ارتش را باید غیر فعال نماییم؟

 

گفتم: با این توضیحات شما، نه ت‌ها اسلحه را از دست آن‌ها نباید بگیرم بلکه باید مهمات لازم برای مبارزه، در اختیار ارتش کشور خودم، قرار دهم.
با خوشحالی گفت: یک سؤال: آیا می‌دانی مهمات مورد استفاده‌ی این پنج نوع اسلحه‌ی متفاوت چیست؟
گفتم: نه، چون تا کنون به آن فکر نکرده ام.
گفت: حق داری، مهمات این پنج اسلحه، تنها و ت‌ها آب است.
آیا میدانی، تو به عنوان فرمانده‌ی لشکر، چگونه باید متوجه بشوی، مهمات کافی در اختیار ارتش خود قرار داده‌ای؟ 
 
گفتم: قضیه خیلی دارد جالب می شود، اتفاقا دارم تصور می کنم در مرکز فرماندهی یک ارتش حضور دارم.
گفت: از روی رنگ ادرار. 
اگر رنگ ادرار تو در روز، در بیشتر مواقع روشن و مایل به سفید بود، یعنی ارتش بدنت مهمات کافی برای جنگیدن دارند.

هرگاه ترشحات بینی و حلق تو در طول سرما خوردگی، غلیظ بود، تنها یک دلیل دارد، و آن، کافی نبودن، میزان مایعات بدن است. چرا که، بدن هوشمندانه، آب را در بدن پخش میکند، زمانی که مقدار آب بدن کم باشد، نمی تواند سهمیه‌ی مغز و قلب و سایر ارگانهای حیاتی را بگیرد و در اختیار سربازان ارتش خود قرار دهد تا عوامل مهاجم را بشویند و دفع کنند.
 

سوال دوم: سربازی که در پادگان استراحت می کند بیشتر به غذا نیاز دارد، یا زمانی که در حال جنگ است؟

 

گفتم: از واضح هم واضح‌تر است. زمانی که دارد می‌جنگد.

گفت: پس، تو به عنوان فرمانده‌ی این لشکر، در روزهای بحرانی بدن، باید دو برابر هر روز غذا بخوری تا سربازان، انرژی کافی برای جنگیدن، با عوامل مهاجم را داشته باشند.

 

پس باید در شرایط بحرانی بدن، همانند فعالیت فیزیکی سنگین، همچون کوهنوردی، باید ۱ / ۵ تا ۲ برابر هر روز غذا بخوری، تا بدن و ارتش بدن، توانایی مبارزه را داشته باشند. 

 گفتم: واقعا" چقدر توضیحات شما ملموس است، آلان حس میکنم در یک میدان جنگ واقعی قرار دارم و فرماندهی عملیات را به عهده دارم و دارم می‌فهمم تا قبل از اینکه نزد شما بیایم، برای بدن خودم، چه فرمانده‌ی نالایقی بوده ام؟

 

با خوشرویی گفت: حق داری، آیا تا کنون در این زمینه آموزش دیده ای؟
پاسخ دادم انصافا" تا کنون چنین تصوری از بدن خود در این شرایط نداشته ام.

گفت: پس در چهار روز اول سرماخوردگی، به هیچ عنوان، دارو حرف اول را نمی‌زند. بلکه به دلیل اینکه از سلامت و مهارت سربازان خود اطمینان داری، باید اقدام به فرماندهی عملیات نمایی که شامل سه مورد زیر است:

 

 ۱ -تهیه‌ی مهمات لازم برای جنگیدن در بدن، منظور نوشیدن مایعات به میزان کافی است؛ و از روی رنگ ادرار سطح آب بدن را می‌توان کنترل نمایی.

 ۲ -تأمین مواد غذایی مورد نیار سربازان، چرا که سرباز گرسنه قادر به جنگیدن و مبارزه نیست.

نکته‌ی مهم

*گاهی به طور موقت بدن کم اشتها می‌شود در این شرایط باید حجم غذای هر وعده کم، اما کالری آن بالا باشد و در ضمن تعداد وعده‌های روزانه را افزایش داد تا در مجموع، انرژی کافی در اختیار بدن در این شرایط بحرانی قرار بگیرد.

با توجه به اینکه در حال حاضر ارتش بدن در یک جبهه با تمام قوا مشغول جنگیدن است باید مواظب بود از جهت‌های دیگر، ناخواسته اجازه‌ی ورود عوامل تضعیف کننده بدن ندهیم. 
چون در این صورت، ارتش بدن باید بخشی از نیروهای خود را به این طرف گسیل دارد و کاملا مشخص است، جنگیدن همزمان در دو جبهه، در کوتاه مدت به ضرر کشور و ارتش است و یکی از عوارض آن، طولانی شدن مدت جنگ است.
گفتم: جالب است، سناریو دیگر کامل شد، بفرمایید من به عنوان فرمانده، چگونه باید مواظب باشم از جهات دیگر بدنم تضعیف نشود؟
با حوصله پاسخ داد: بله ما با انجام بعضی کار‌ها، ناخواسته بدن و ارتش بدن را درگیر می‌کنیم که در شرایط معمولی مشکل خاصی پیش نمی‌آید و خود نیز متوجه نمی‌شویم، اما زمانی که ارتش بدن درگیر است، این اقدامات نمود بیشتری پیدا می‌کند.
از قبیل؛
• استفاده از عطر، ادکلن
• استفاده از شوینده‌ها نظیر جوهر نمک، و سفید کننده
• انجام فعالیت سنگین بدنی به ویژه در هوای آلوده
• گرم کردن و سرد کردن ناگهانی بدن
• مصرف بعضی خوراکی‌ها از قبیل: بستنی به ویژه از نوع میوه‌ای، نوشابه‌ها با پسوند کولا، ترشی‌های ادویه دار.
 
در حالی که انقلابی در ذهنم در مورد بدنم ایجاد شده بود و نگاهم به بدنم بسیار مثبت شده بود از طرف دیگر، از خودم به عنوان فرمانده‌ی بدن که تا کنون ناخودآگاه، با مدیریت غلط، آن را در معرض آسیب قرار داده بودم، بدم آمد.
گفتم متشکرم دکتر، الان ذهنیتم نسبت به بدن خودم کامل شد.

پاسخ داد: نه هنوز یک نکته‌ی اساسی دیگر مانده است، تا نگاه تو بیش از آنچه فکر می‌کنی، مثبت شود.

 

ببین همه‌ی کشور‌ها، ارتش دارند، اما جنگ واقعی در آن کشور‌ها به راحتی رخ نمی‌دهد.

اما پادشاهان کشور‌ها یا فرماندهان، برای اینکه ارتش، همیشه به روز باشد و قدرت دفاعی آن کاهش نیابد، در سال، یک یا دو یا چند بار، بسته به موقعیت جغرافیایی آن کشور، مانور یا رزم آیش برگزار می‌کنند. 

پس، سرماخوردگی برای بدن تو که ارتش قدرتمندی دارد نه تنها بد نیست، بلکه موجب افزایش توانایی آن در مبارزه با عوامل جدی‌تر می‌شود.

 

کودکان در سنین پایین، به طور متوسط در سال ۸ تا ۱۰ بار دچار سرماخوردگی می‌شوند و با افزایش سن، و افزایش توانایی ارتش بدن، تعداد مانور‌ها و رزمآیش‌های سالانه به ۴ تا ۵ بار در سال کاهش می‌یابد و جالب است بدانی تب در سه یا چهار روز اول نه تنها نشان دهنده‌ی بیماری نیست بلکه نشان دهنده‌ی آن است که بدنت در تلاش برای دفع عوامل مهاجم است همان طوری که، چون ورزش می‌کنی بدنت گرم می‌شود.

 

جالب است بدانی درجه حرارت بدن تا ۳۷/۸ طبیعی است و بیش از آن تب حساب می‌شود.
 آن هم در صورتی که با ترمومتر زیر زبانی استفاده شود و گرنه ابزار دیگر برای سنجش میزان تب قابل اعتماد نیست.

انتهای پیام//