پایگاه اطلاع رسانی فانوس | از بایسته‌های اقتصاد مقاومتی تا تفرقه بینداز و حکومت نکن!

دکه گردی فانوس

از بایسته‌های اقتصاد مقاومتی تا تفرقه بینداز و حکومت نکن!

سرویس سیاسی - سرمقاله‌ها و یادداشت‌های امروز برخی از روزنامه‌های رسمی و مهم کشور به موضوعاتی نظیر بایسته‌های اقتصاد مقاومتی، روحانی، دولت و پایبندی به اخلاق، مسأله صفدر نیست!، ریشه غفلت‌ها از اقتصاد مقاومتی، سیدهادی سیدافقهی، رفتار نامتعادل سیاسی احمدی‌نژاد، یک آسیاب و سه سطل، تفرقه بینداز و حکومت نکن، چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را و فاصله معنادار شعار و عمل در اقتصاد مقاومتی اختصاص دارد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی فانوس، نویسندگان سرمقاله‌ها و یادداشت‌های روزنامه‌های امروز "شنبه 95.12.21" به موضوعات بایسته‌های اقتصاد مقاومتی، روحانی، دولت و پایبندی به اخلاق، مسأله صفدر نیست!، ریشه غفلت‌ها از اقتصاد مقاومتی، سیدهادی سیدافقهی، رفتار نامتعادل سیاسی احمدی‌نژاد، یک آسیاب و سه سطل، تفرقه بینداز و حکومت نکن، چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را و فاصله معنادار شعار و عمل در اقتصاد مقاومتی پرداختند.

اطلاعات

روزنامه اطلاعات در بخشی از یادداشت امروز خود با عنوان «بایسته‌های اقتصاد مقاومتی» نوشت: اقتصاد مقاومتی ملزومات و الزاماتی دارد. اگر تعریف اقتصاد مقاومتی را «نوعی از اقتصاد که کشور را در برابر تکانه‌های جهانی مقاوم می‌کند» در نظر بگیریم، باید گفت که این نوع اقتصاد، بسیار مطلوب اما به همان نسبت دیریاب است. در ادبیات اقتصادی بین‌المللی، توضیح چندانی درباره اقتصاد مقاومتی وجودندارد و تعریف فوق، در واقع تعریف نگارنده این یادداشت از اقتصاد مقاومتی است. در تعریف فوق، «تکانه‌های جهانی» که اقتصاد باید در برابر آن مقاوم شود را می‌توان به دو نوع تکانه جبری و اختیاری در اقتصاد جهان تقسیم کرد. تکانه جبری نظیر موج رکود، تورم، بحران مالی، گرانی یا ارزانی طلا و فلزات گرانبها، کاهش یا افزایش بهای انرژی، بحران سیاسی یا جنگ در روابط سایر کشورها و… است. تکانه اختیاری ضربه‌‌هایی است که توسط کشورهای صاحب اقتصاد بزرگ، به طور عمدی به اقتصاد ایران وارد می‌شود نظیر تحریم، مسدود کردن منابع پولی، جلوگیری از فروش نفت، محدود کردن صادرات، منع ورود فن‌آوری‌های پیشرفته یا کالاهای مدرن، ممانعت از بهره‌مندی ایران از خدمات فنی و مهندسی، تجهیزات صنعتی، دانش فنی و… اما اقتصادی که بخواهد در برابر همه این تکانه‌ها خود را مصون و روئین‌تن کند نیازمند بایسته‌هایی است که مهمترین آن، داشتن مدیرانی است که به این کار مؤمن باشند، مدیرانی که علاوه بر ایمان، از دانش، تخصص، قدرت تصمیم‌گیری، خلاقیت، توانایی مواجهه با مسائل، توانایی مقاومت در برابر باندهای ثروت و قدرت و سوداگری برخوردار باشند و از افتادن در توفان مصائب و کارشکنی‌ها و موج‌های مخالف و جوسازی و جنجال و توطئه بیم نکنند.

ایران

همچنین روزنامه ایران در قسمتی از یادداشت امروز خود با عنوان «روحانی، دولت و پایبندی به اخلاق» خاطرنشان کرد: در روزهای پایانی سال، مردم با جنب و جوش و تحرک بیشتر، برای استقبال از بهار آماده می‌شوند. گویی رقابتی در شهر در گرفته تا شهروندان قبل از پایان سال، با شتاب بیشتری کارهای ناتمام را به اتمام برسانند. آخرین اسفند دولت یازدهم نیز در حال سپری شدن است و از این منظر، دولت از آخرین فرصت‌ها برای تحقق برنامه‌های خود استفاده می‌کند تا گزارش عملکرد قابل قبولی به ملت بزرگ ایران ارائه دهد. مردم ما امسال علاوه بر اتمام کارهای ناتمام، به ارزیابی کارنامه دولت یازدهم در بخش‌های مختلف هم خواهند پرداخت و پیرامون آن گفت‌و‌گو خواهند کرد تا برای انتخابات سال آینده ریاست جمهوری آماده شوند. درکنار کامیابی‌ها و ناکامی‌های دولت تدبیر و امید، توجه به یک نکته کلیدی می‌تواند تصویر روشن تری از سیمای دولت دکتر روحانی به نمایش بگذارد و آن پایبندی به عمل اخلاقی است. بدین معنا که دولت یازدهم در سطوح مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، عمل اخلاقی را به مثابه یک فضیلت، مبنا و معیار حرکت خود قرار داد. دولت هیچ‌گاه آمار غیرواقعی به مردم ارائه نکرد، همچنان که هیچ وقت چشم خود را بر واقعیت‌های اجتماعی نبست و آمار وضعیت اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی را انکار نکرد. دولت خود را متعهد به همه شهروندان از هر قوم و‌نژاد و با هر گرایش و سلیقه دانست و برای احقاق حقوق زنان و مردان ایران اسلامی تمام همت خود را به کار بست. گفت‌و‌گو با مخالفان و توجه به نقدهای سازنده آنان مشی اصلی دولت یازدهم در این سال‌ها بود. همچنان که پذیرش حق رأی مردم، توجه به سرمایه اجتماعی و صیانت از ارزش‌های حاکم بر جامعه به‌عنوان کانون‌های عینی اخلاق، باور قلبی دکتر روحانی بود. توجه به خواسته‌های اقوام یا تلاش برای تثبیت نقش زنان در فرآیند تصمیم‌گیری و اداره کشور، نه تنها یک اعتقاد که یک امر اخلاقی نیز محسوب می‌شود. همچنان‌که توجه به گروه‌های محذوف و طبقات فرودست و آسیب پذیر همچون کولبرها یا هموطنان بی‌سرپناه نیز علاوه بر وظیفه دولت و دستگاه‌های حاکمیتی، یک عمل اخلاقی است.

وطن امروز

روزنامه وطن امروز نیز در بخشی از یادداشت امروز خود با عنوان «مسأله صفدر نیست!» تصریح کرد: در میان مواد صد و بیست‌گانه منشور حقوق شهروندی که توسط دولت تدبیر و امید تدوین شده است، موارد بسیاری یافت می‌شود که در وضعیت کنونی کشور اجرا نمی‌شود؛ عدم تحققی که می‌تواند دلایل بسیاری داشته باشد. شاید برای نیل به بسیاری از آنها به زمان نیاز باشد و در بسیاری موارد به منابع! اما نکته اساسی این است که مفسر این حقوق چه کسانی هستند و بر چه مبنایی باید درباره تحقق آن قضاوت کرد؟ دولتمردان هم‌اکنون می‌توانند برابر عدم تحقق این مواد در جامعه به «نیاز به گذر زمان» و همچنین «افزایش منابع جامعه» اشاره کنند. این استدلال صحیحی است ولی درباره موادی که به رفتار دولت با مردم می‌پردازد هم آیا می‌توان منتظر گذر زمان و گسترش منابع ماند؟ خرج عملی شدن این مواد از حقوق شهروندی تغییر در نگاه سلسله مراتب تاثیر‌گذار دولت است و بس و این اصلا کافی نیست که فقط یک فایل پی‌دی‌اف 30 صفحه‌ای به عنوان همه وظیفه دولت در این مقوله منتشر و چند روزی هم با سروصدای زیاد به عنوان دستاوردی بزرگ به مردم معرفی شود و بعد که پتانسیل رسانه‌ای این فایل تمام شد دوباره در بر همان پاشنه سابق بچرخد، به‌گونه‌ای که این احساس را به مردم بدهد که دولتی که خود منشور حقوق شهروندی منتشر می‌کند کم‌توجه‌ترین نهاد به این مقوله در کشور است؛ دولتی که بافت نیروهای آن به‌گونه‌ای است که خود بزرگ‌ترین نقض‌کننده مواد زیادی از منشور حقوق شهروندی است. لابد شنیده‌اید که صفدر حسینی که در صندوق توسعه ملی حقوق نجومی با متوسط دریافتی ماهانه 50 میلیون تومان دریافت کرده بود، از طرف مجمع عمومی صندوق ملی محیط‌زیست به ریاست هیات‌مدیره آن منصوب شده! البته انتصابی که به‌واسطه نشت خبر آن در رسانه‌ها، بلافاصله ماستمالی شد و روابط عمومی سازمان محیط‌زیست اعلام کرد «ایشان از پذیرفتن مسؤولیت در دوره جدید هیات‌مدیره این صندوق عذر خواهی کرده‌اند».

جام جم

«ریشه غفلت‌ها از اقتصاد مقاومتی» عنوان یادداشت امروز روزنامه جام جم است که در آن می خوانید: در طول چند دهه گذشته اقتصاد ما به سمت دولتی شدن رفت و دولت‌ها با استفاده از منابع نفتی، توسعه دولتی را پیش گرفتند اما تحریم‌ها نشان داد که این نوع سرمایه گذاری و توسعه اصلا پایدار نیست و با اقتصاد شکننده نمی‌توان در جهان، خودی نشان داد. به همین دلیل، الگوی اقتصاد مقاومتی مطرح شد. البته اقتصاد مقاومتی را کشورهای دیگر در اشکال دیگر با توجه به شرایط کشورشان اجرا کردند و موفق شدند. اما آنچه باعث شده سیاست‌های ابلاغی اقتصاد مقاومتی به نتیجه نرسد، این است که به بندهای اساسی توجه نمی‌کنیم و برخی کارها را که در راستای اهداف دولت تدوین شد، به نام این سیاست‌ها می‌زنیم. بند اول سیاست‌های اقتصاد مقاومتی به مردمی کردن اقتصاد و سپردن آن به دست مردم تاکید دارد اما این اصل، فراموش شده است. از زمان ابلاغ این سیاست‌ها تاکنون پیشرفتی را در زمینه اقتصاد مقاومتی شاهد نیستیم. پیش‌نیاز اجرای اقتصاد مقاومتی، مردمی کردن اقتصاد است که ظاهرا این اصل در بخش اجرایی و دولت، خیلی طرفدار ندارد. همچنان شاهد این موضوع هستیم که قوای سه‌گانه مشغول تصویب مصوباتی درباره اقتصاد مقاومتی هستند در حالی که بخش خصوصی را کنار گذاشتند و بند اول سیاست‌ها را اجرایی نکردند.در طول سال‌های گذشته اقتصاد کشور به بخش خصوصی سپرده نشد و برجام فرصت مناسبی بود تا اقتصاد به بخش خصوصی سپرده شود اما دولتی‌ها دوباره برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی، پا پیش گذاشتند و خارجی‌ها را ترغیب کردند تا در بخش‌های دولتی سرمایه گذاری کنند که این کار خلاف اقتصاد‌مقاومتی است. وظیفه اصلی وزارتخانه‌ها تسهیل امور و فراهم کردن فضای کسب و کار مناسب برای سرمایه گذاری در بخش خصوصی است اما مشاهده کردیم که برخی هر روز به دنبال هیات های تجاری بودند تا با آنها دیدار کنند. به نظر می‌رسد برای تحقق اهداف کشور ابتدا باید زیرساخت‌ها را فراهم کرد و بعد به سراغ بخش‌های بعدی رفت.

حمایت

«ضرب شست مقاومت در شامات» نیز عنوان یادداشت امروز روزنامه حمایت است که نگارنده در بخشی از آن نوشته است: پس از پیروزی‌های چشمگیر اخیر جبهه مقاومت در عراق و سوریه، تحولات این دو کشور به‌سرعت و شتابان به سمت آینده‌ای روشن و شگرف در حال حرکت است و معرکه‌ای که در میدان مبارزه با تروریسم تکفیری شکل‌گرفته، شرایط را در بهترین حالت برای خنثی کردن توطئه‌ خطرناک نظام سلطه در منطقه قرار داده است. اوضاع جبهه‌های جنگ در عراق نسبت به سوریه از ضرب‌آهنگ یکنواخت و روان‌تری برخوردار است، به این معنا که عملیات موصل پس از گذشت سه ماه از آغاز آن، گام‌به‌گام به‌سوی اهداف از پیش تعیین‌شده در حال حرکت است و شهرها و روستاهای استان نینوا یکی پس از دیگری در حال آزادسازی هستند. پس از توفیقات بزرگ ارتش، حشدالشعبی و دیگر گروه‌ها در شرق موصل، قسمت‌های مهم این شهر از جمله استانداری به دست رزمندگان افتاد و اکنون داعش از چهار جهت در محاصره نیروهای عراقی گرفتار آمده است. از سمت شمال، شرق و جنوب، ارتش،‌ نیروهای امنیتی و یگان‌های دیگر، شهر را محاصره کرده‌اند و در جبهه غرب و جنوب غربی، ارتش، لشکر 19 و حشدالشعبی مستقر هستند.هم‌زمان با آغاز عملیات موصل، با فرمان «حیدر العبادی»، نخست‌وزیر و فرمانده کل قوای ارتش عراق، حشدالشعبی مأموریت یافته است که عملیات آزادسازی شهر راهبردی «تلعفر» را در دستور کار خود قرار دهد. این شهر به لحاظ امنیتی از موصل مهم‌تر است و اطلاعات نسبتاً موثقی وجود دارد که عدم حضور سرکرده داعش در موصل و هدایت تکفیری‌ها از تلعفر را تائید می‌کند. بنابراین، وضعیت میدانی عراق با توجه به شتاب فوق‌العاده پیروزی‌ها، بسیار خوب ارزیابی می‌شود و هم‌زمان با تحولات موصل، مردم عراق برای انتخابات آینده پارلمانی، نخست‌وزیری و تشکیل هیئت دولت جدید آماده می‌شوند. از این منظر، مسئله‌ فعلی استراتژیک عراق، آینده این کشور در دوران پساداعش و ژئوپولتیک مدنظر آمریکا، ترکیه و اقلیم خودمختار کردستان پس از پایان جنگ است.

آرمان امروز

همچنین روزنامه آرمان امروز در قسمتی از سرمقاله امروز خود با عنوان «رفتار نامتعادل سیاسی احمدی‌نژاد» می نویسد: مسئولان جمهوری اسلامی عموما بعد از پایان مسئولیت خود، ضمن قبول نقد منتقدان به مسئولیتشان، سعی‌ می‌کنند از قدرت تاثیرگذاری درجبهه‌های سیاسی برخوردار شوند. از میان روسای جمهور سابق محمود احمدی‌نژاد، البته رفتار خاص خود را دارد. رئیس جمهور اسبق ایران عمیقا اعتقاد دارد که مردم به راه و روش وی اعتقاد دارند و هر زمان وی وارد عرصه شود با پشتوانه مردم موفق خواهد بود. این نگرش از آنجا به وجود آمده که جامعه اصولگرایان قابلیت خود را ازدست داده، دراین شرایط احمدی‌نژاد خود را تنها گزینه مقبول اصولگرایان می‌داند و درخلأ محبوبیت اصولگرایان خود را سکاندار این جریان دانسته و معتقد است از هر مناظره‌ای پیروز بیرون خواهد آمد. احمدی‌نژاد معتقد به تحول است، البته تحولاتی ازجنس هشت سال دوران مسئولیت خود! و در معنی کنار زدن همه گروه‌های سیاسی، منتقدان، نیروهای انقلاب و مدیران باسابقه و جایگزینی افراد بی‌تجربه به جای آنها. شاهد بودیم که اشخاصی در دوران احمدی‌نژاد مدیر، وزیر و معاون رئیس جمهور شدند که بعضا فاقد هرگونه تجربه مدیریتی بودند. البته احمدی‌نژاد شجاع بود، نه شجاعت برمبنای انصاف، بلکه او تنها به دنبال برهم ریختن نظم موجود برای رسیدن به نظم مدنظر خود بود. حال نتیجه این تصمیم هر چه بود برای احمدی‌نژاد، تفاوتی نداشت. با تمام مباحثی که کارشناسان در مورد هدفمندی یارانه‌ها داشتند، احمدی‌نژاد یک شبه هفتاد درصد این طرح را بدون مبانی علمی اجرا و صدمات شدیدی را از این طریق به اقتصاد کشور وارد کرد. دردوران او قشر متوسط که نیروی محرکه تحرکات اجتماعی است، به لحاظ اقتصادی زمینگیر شد. البته احمدی‌نژاد اقدام شجاعانه دیگری هم داشت، وزراتخانه‌های متعددی به دستور او درهم ادغام شدند و امروز همه کارشناسان معتقد هستند که لازم است در آن ادغام‌ها تجدیدنظر شود. تحولات داخلی احمدی‌نژاد به برهم ریختگی ساختار اقتصادی، سیاسی محدود نمی‌شد، بلکه احمدی‌نژاد اعتقاد دارد که تنها خود می‌تواند و سایرین محافظه‌کار، کم کار و فرصت سوز هستند. شاهد بودیم که با ذکر دلایل، مقام معظم رهبری او را از ورود به صحنه انتخابات منع‌کرد، اما احمدی‌نژاد تنها به سخنان مقام معظم رهبری تمکین کرد. وی معتقد است می‌تواند با پرچم خود در جامعه موج به راه بیندازد و از حمیدرضا بقایی حمایت کند.

کیهان

«یک آسیاب و سه سطل» موضوع یادداشت امروز روزنامه کیهان است که در بخشی از آن تصریح شده است: رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار روز پنجشنبه با اعضای مجلس خبرگان دو موضوع را به عنوان محورهای اصلی عملیات جبهه دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران برشمردند؛ «فشار شدید اقتصادی» و «هجوم وسیع اما بی‌سروصدا در عرصه‌ فرهنگ». ایشان حدود یک ماه پیش در دیدار جمعی از مردم استان آذربایجان شرقی نیز به نکته‌ای بسیار کلیدی و تعیین‌کننده در همین رابطه اشاره کرده و فرمودند دشمن با برخی مواضع و اقدامات درصدد منحرف کردن افکار از دو عرصه اصلی و واقعی جنگ است؛ «این را همه توجه کنند. چه در دوره‌ دولت قبلی آمریکا، چه در دولت فعلی آمریکا، یکی از ترفندهای دشمن این بوده است که مرتب تهدید کنند به جنگ؛ و [اینکه] گزینه‌ نظامی روی میز است و مانند اینها. آن مسئول اروپایی هم، به مسئولین ما می‌گوید که جنگ در ایران حتمی بود؛ اگر برجام نبود، حتماً جنگ بود؛ دروغ محض! چرا می‏گویند جنگ؟ برای اینکه ذهن ما برود به جنگ [امّا] جنگ واقعی چیز دیگر است؛ جنگ واقعی جنگ اقتصادی است...ما را به جنگ نظامی متوجه می‏کنند تا از این جنگ غفلت کنیم؛ جنگ واقعی جنگ فرهنگی است.» اگر یقین داشته باشیم که امروز عرصه واقعی و اصلی نبرد دشمن با ما، در دو جبهه اقتصادی و فرهنگی است، هر عمل و سخنی که ما را از این دو جبهه غافل کرده و به سایر مسائل مشغول کند، بازی کردن در زمین دشمن و کمک به اوست. در یک نگاه کلی و با مقداری تسامح می‌توان سه دسته را شناسایی کرد که با انجام عملیات ایذایی درصدد انحراف افکار، منابع، بودجه، پرسش‌ها، دغدغه‌ها و در یک کلمه تمرکز بر این دو جبهه اصلی هستند و در یک کلام سه سطل با ظاهر و البته ظرفیتی متفاوت که آب به یک آسیاب می‌ریزند.

شرق

همچنین روزنامه شرق در قسمتی از سرمقاله امروز خود با عنوان «تفرقه بینداز و حکومت نکن» خاطرنشان کرد: با اینکه هنوز رقیبی جدی برای حسن روحانی در انتخابات پیش‌رو پیدا نشده است، همه‌چیز در بستر نگرانی پیش می‌رود. اصولگرایان برای انتخابِ نامزد به نتیجه‌ای قطعی نرسیده‌اند و در تعلیق به‌سر می‌برند و بعید است به این زودی‌ها به انتخابی‌ تمام‌عیار دست پیدا کنند. برخی از چهره‌های این طیف مصداقِ این ضرب‌المثل‌اند که آزموده را آزمودن خطاست، و برخی دیگر در قد‌وقواره مقام ریاست قوه مجریه نیستند. اصولگرایان بیش از گذشته دست‌شان خالی است، اما در این میان، کسانی که دلیلی برای پیروزی‌شان وجود ندارد، زودتر از دیگران اعلام آمادگی کرده‌اند تا شاید در این بلبشو بزند و بخت یارشان شود و از آب کره بگیرند، درست مثل احمدی‌نژاد. همان کسی که این باور را در همه سطوح فعالان سیاسی به وجود آورد که اگر او می‌تواند رئیس‌جمهور شود، دلیلی ندارد که دیگران نتوانند. این باور نه‌تنها در عرصه سیاست بلکه در آحاد جامعه تسری یافت و بعید است آثار این اعتمادبه‌نفس کاذب به این زودی‌ها از بین برود. احمدی‌نژاد ثابت کرد در هشت سال هم می‌توان یک کشور را به‌لحاظ اقتصادی به خاک سیاه نشاند و فرهنگش را به انحطاط کشاند و مردم را به بیماری کاذب مبتلا کرد. تنها از او برمی‌آمد شعار انقلاب را که بیانگر روحیه انقلابیون و از معجزات هر انقلابی است این چنین لوث کند. وگرنه همه آگاه‌اند که به‌حکم عقل در برخی موارد «ما نمی‌توانیم» و این گفته نه به‌معنای ضعف و خودباختگی بلکه پذیرش «ما می‌توانیمِ» عاقلانه و واقعی است. بنیان‌گذارِ شعار‌های بی‌مبنا این روزها برای ادامه حیات سیاسی‌اش و بازگشت مجدد به قدرت دست به هر کاری می‌زند. حتا اگر این کارها، نقش‌های کمدین‌های سطحی را تداعی کند. تصاویر منتشرشده احمدی‌نژاد، بقایی و مشایی در شبکه‌های اجتماعی بیانگر این مدعا و میل شدید آنان برای کسب قدرت است.

شهروند

«چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را» نیز عنوان سرمقاله امروز روزنامه شهروند است که در بخشی از آن می خوانید: این روزها شاهد هجوم تبلیغاتی بزرگی علیه دولت هستیم. ابتدا بگوییم که معتقد نیستیم  دولت بی‌اشکال است. اصولاً هر نهادی که ادعای بی‌اشکالی کند، خودش نشانه وجود بزرگ‌ترین اشکالات در آن است. به علاوه معتقد هم نیستیم که همه نقدها در عمل صد‌درصد بی‌طرفانه انجام می‌شوند. طبیعت سیاست و رقابت به گونه‌ای است که مخالفان دولت به نقاط ضعف آن بیشتر توجه و آن را برجسته می‌کنند و موافقانش نقاط قوت آن را مورد توجه قرار می‌دهند. ولی در هر دو صورت باید حدی از انصاف را رعایت کرد. وقتی که هر کار دولت را رد و نقد و با بدترین برچسب‌ها آن را معرفی کنیم و همه اینها را از طریق رسانه‌هایی انجام دهیم که از پول این ملت ارتزاق می‌کنند، این کار موجب مخدوش‌شدن فضای عمومی و سیاسی جامعه خواهد شد؛ حتی اثرگذاری انتقاد را هم از دست می‌دهد. از این نظر شاید به نفع دولت باشد که همه فعالیت‌های آن را سیاه نشان دهند، چون دیگر کسی به این سیاه‌نمایی وقعی نخواهد گذاشت؛ ولی این کار به دو دلیل به ضرر کشور است: نخست اینکه دولت را از نقد سازنده و مفید محروم می‌کند، معلوم نمی‌شود کجای کار دولت درست و کجای کار آن نادرست است. به قول حافظ چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را/ کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند. این طور که به دولت حمله می‌شود، کشیدن شمشیر بر روی همه است. حتی اگر کسی در این شمشیر‌کشی موفق هم شود چه نتیجه‌ای به دست خواهد آورد؟ تفاوت ایران با سایر کشورهای منطقه در همین اتحاد و انسجام نیروهایش هست که با وجود اختلافات توانسته‌اند، وحدت خود را در مسائل اساسی حفظ کنند. آمدن برخی نوکیسه‌ها به این میدان ویرانگری بویژه کسانی که در ٨ ‌سال دولت پیش، برای خود جایی پیدا کردند، در تشدید این بحران نقش نخست را دارد. اثر منفی دیگر این رفتار، بستن راه گفت‌وگو و تعامل منطقی میان نیروهای سیاسی است. این نحوه سیاه‌نمایی جایی برای گفت‌وگو و تفاهم باقی نمی‌گذارد؛ جز اینکه بذرهای کینه و نفرت را می‌پراکند، اثر دیگری ندارد.

جوان

در پایان نیز روزنامه جوان در قسمتی از یادداشت امروز خود با عنوان «فاصله معنادار شعار و عمل در اقتصاد مقاومتی» می نویسد: تبدیل عرصه اقتصاد به محور اصلی تقابل نظام سلطه علیه انقلاب اسلامی پس از آن بود که قدرت‌های غرب به این باور رسیدند که از سایر روش‌های نظامی، ‌امنیتی و حتی فرهنگی قادر به مهار حرکت انقلاب نیستند و به همین دلیل راهبردهای خود را بر طراحی و اجرای یک جنگ پیچیده اقتصادی علیه ایران اسلامی متمرکز کردند. هدف اصلی آنان در این راهبرد، اجتماعی کردن مطالبات اقتصادی مردم و تبدیل آن به بستری برای مبارزه با ماهیت حقیقی نظام اسلامی بود. این راهبرد در یک پروسه زمانی، آنگاه جدی‌تر و عملیاتی‌تر شد که دشمنان با برآورد از محیط داخلی به جمع‌بندی رسیدند که با تشدید تحریم‌ها و فشارها قادرند در نظام محاسباتی مسئولان کشور اثر گذاشته و بر اساس یک قاعده کلی که «احساس ضعف موجب تشویق دشمن به حمله خواهد شد» تشدید تحریم‌های اقتصادی یا به تعبیری جنگ اقتصادی را به نقطه کانونی تقابل با نظام اسلامی تبدیل کردند. نکته‌ای که مقام معظم رهبری در دیدار دست‌اندرکاران راهیان نور در هفته گذشته، با تحلیل چرایی آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران در سال‌های آغازین پیروزی انقلاب، به آن تأکید کرده و یادآور شدند: اشتباه برخی در چالش بزرگ اقتصادی که کشور اکنون دچار آن شده است، این بود که در زمینه اقتصادی اظهار ضعف شده و دشمن دید که در اینجا می‌توان فشار آورد و فشار را زیاد کرد. شناخت دقیق‌تر این صحنه، به طور طبیعی مسئولان و مدیران اجرایی کشور را باید به این جمع‌بندی برساند که در شرایطی که دشمنان با صراحت عرصه تقابل با نظام اسلامی را عرصه اقتصادی اعلام و تمام ظرفیت‌های خود را برای شکست و استحاله نظام از این مسیر به کار گرفته‌اند، نمی‌توان برای حل آن به خود دشمنان امید بست و از آنان برای حل مشکلات اقتصادی و بیکاری در کشور درخواست مساعدت و یاری کرد، چراکه خود او این مسیر را برای تسلیم نظام اسلامی برگزیده است. این امر را شاید بتوان دلیل اصلی فاصله معنادار میان شعار و عمل دولت یازدهم در تحقق «اقتصاد مقاومتی» دانست که این روزها به اذعان تمامی کارشناسان و فعالان اقتصادی و سیاسی کشور به عنوان تنها راه مقابله با جنگ اقتصادی دشمن قابل ارزیابی است.

/انتهای پیام/

لینک سریع

#

تبلیغات