پایگاه اطلاع رسانی فانوس | از اپوزیسیون نجیب ایران تا مصائب رئیس‌جمهور

دکه گردی فانوس

از اپوزیسیون نجیب ایران تا مصائب رئیس‌جمهور

سرویس سیاسی - سرمقاله‌ها و یادداشت‌های امروز برخی از روزنامه‌های رسمی و مهم کشور به موضوعاتی نظیر اقتصاد مقاومتی در آیینه آمار، المامور معذور، نهضت حفظ محیط زیست به کجا رسید، اپوزیسیون نجیب ایران، رابطه ایران و عربستان با «آل سعود» نمی‌شود، ارتباط ایرانی با اعراب، در باب پژوهش و نیاز به تحول پژوهشی در کشور، مصائب یک رئیس‌جمهوری و اشرافی‌گری عامل سرمایه‌سوزی از انقلاب اختصاص دارد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی فانوس، نویسندگان سرمقاله‌ها و یادداشت‌های روزنامه‌های امروز "پنج شنبه 95.12.19" به موضوعات اقتصاد مقاومتی در آیینه آمار، المامور معذور، نهضت حفظ محیط زیست به کجا رسید، اپوزیسیون نجیب ایران، رابطه ایران و عربستان با «آل سعود» نمی‌شود، ارتباط ایرانی با اعراب، در باب پژوهش و نیاز به تحول پژوهشی در کشور، مصائب یک رئیس‌جمهوری و اشرافی‌گری عامل سرمایه‌سوزی از انقلاب پرداختند.

ایران

روزنامه ایران در بخشی از یاددشت امروز خود با عنوان «اقتصاد مقاومتی در آیینه آمار» نوشت: جایگاه دولت در افکارعمومی، دولتمردان را از پاسخگویی مداوم به نقدها و اتهاماتی که علیه آنان روا داشته می‌شود، بی نیاز کرده است. چرا که اگرچه شمار رسانه‌های منتقد بالاست، اما تعداد زیاد، به معنای بالا بودن «ضریب نفوذ» آنها در میان مردم نیست. اتفاقاً ارتزاق این رسانه‌ها از منابع عمومی سبب شده آنها از ارزیابی بازخورد اجتماعی رویکردهای خود بی‌نیاز باشند. همین مسأله  دست این قبیل  رسانه‌ها را برای نقد غیرمنصفانه دولت باز گذاشته است. اگر آنها از ساز و کارهای بخش خصوصی تبعیت می‌کردند، چاره‌ای نداشتند که خود را با سلیقه مردم که در حال حاضر همراهی با دولت است، هماهنگ کنند. منتقدان در نقدهای بی محابا و غیرواقع بینانه خود این واقعیت را نادیده می‌گیرند که ممکن است طیف‌هایی از مردم از عملکرد دولت در برخی زمینه‌ها رضایت کامل نداشته باشند، اما این  به معنی تمایل آنها به جناح منتقد نیست. نکته قابل تأمل دیگر اینکه بخشی از مخالفت‌ها با دولت هرچند با ژست دلسوزی برای نظام صورت می‌گیرد، اما پیامدهای منفی عملکردهای این رسانه‌ها برای نظام، بسیار بیشتر از پیامدهای مثبت آن است و اساساً این دو قابل قیاس نیست. اکنون این رسانه‌ها به همراه برخی چهره‌ها، دستاوردهای دولت در زمینه اقتصاد مقاومتی را نادیده گرفته و مدعی هستند دولت در این زمینه کم کاری کرده است. اما واقعیت‌های اقتصادی به ما نشان می‌دهد که عملکرد دولت یازدهم در زمینه اقتصاد به طور کلی و اقتصاد مقاومتی به طور خاص، بالاتر از حد انتظار بوده است. این ارزیابی، نافی وجود برخی کاستی‌ها در کارنامه دولت نیست که باید در ترمیم آن کوشید، اما حتی این ضعف‌ها نیز نمی‌تواند کار بزرگ دولت در اقتصاد را پنهان کند.

حمایت

روزنامه حمایت نیز در بخشی از یادداشت امروز خود با عنوان «المامور معذور!» خاطرنشان کرد: خانم عاصمه جهانگیر گزارشگر تازه کار حقوق بشر در امور ایران که چند ماهی است جایگزین آقای احمد شهید شده است؛  اولین گزارش به اصطلاح حقوق بشری خود را درباره کشورمان منتشر کرده است. این گزارش که دو روز پیش(7مارس2017، 17 اسفند95) با فضاسازی رسانه های بیگانه و معاند علیه جمهوری اسلامی منعکس شده است به لحاظ شکلی و محتوایی مانند همان یازده گزارشی است که پیش از این احمد شهید در مقام گزارشگر حقوق بشر در امور ایران در حد فاصل مهرماه 1390تا مهرماه 1395(سپتامبر2011تا اکتبر2016) منتشر کرده بود. محورها و بخش های مختلف گزارش خانم عاصمه جهانگیر یک سری ادعاهای نخ نماشده است که در یک فرمت و کلیشه تکراری، تنظیم و تدوین شده است. اگر بخواهیم این موارد ادعایی و تکراری را بصورت بخش های اصلی این گزارش فهرست بندی نماییم؛ به صورت ذیل قابل بیان است: 1-حمله به قوانین و مجازات های اسلامی 2-حمایت از قاچاقچیان مواد مخدر و سلب کنندگان امنیت که مجازات شان اعدام است 3-دفاع از فرقه بهاییت در پوشش جعلی اقلیت های دینی! 4-هجمه به قوه قضاییه در برخورد با مجرمان و کسانیکه در دادگاه ها اتهامات شان به اثبات رسیده است 5-پشتیبانی از نفوذی ها ، گمارده ها و فعالیت های جاسوسی در قالب شیک حمایت از روزنامه نگاران، خبرنگاران و فعالان حقوق زنان و ... بنابراین مشکل اصلی خانم عاصمه جهانگیر به مانند آقای احمد شهید در مقام گزارشگری حقوق بشری این است که دو رکن و مساله کلیدی در این گزارشات را رعایت نکرده اند؛ یکی متدولوژی گزارش حقوق بشری و دیگری ترمینولوژی مفاهیم حقوقی.

جام جم

همچنین روزنامه جام جم در قسمتی از یادداشت امروز خود با عنوان «نهضت حفظ محیط زیست به کجا رسید؟» می نویسد: دو سال پیش چنین روزهایی در زمستان سال 93 میان علاقه‌مندان به محیط‌زیست شور خاصی برپا بود. در آستانه روز درختکاری شایع شده بود مقام معظم رهبری برخلاف سنت هرساله، تصمیم به کاشت درخت ندارند و این‌که دیداری با دست‌اندرکاران توسعه و محیط‌زیست در حال برنامه‌ریزی است. شاید مدیران هم درصدد استفاده از این فرصت و ارائه گزارش و تهیه کاتالوگ و بروشور بودند. هفدهم اسفند 1393 روز موعود فرارسید. رهبری نظام در سخنانی که نشان از اشراف به موضوع داشت، در دفاع از طبیعت در برابر زورمندان صاحب نفوذی که می‌خواهند هر عرصه‌ای را مالک شوند و قانون را زخمی کنند، موضعی قاطعانه گرفتند. این مواضع چنان همه را سر وجد آورد که حتی پیشنهاد شد روزی در تقویم رسمی کشور، روز ملی محیط‌زیست نامگذاری شود. مقام معظم رهبری در سخنانی که پیش از آن شنیده نشده بود، با قاطعیت تمام از لزوم تهیه «پیوست محیط‌زیستی برای همه طرح‌های عمرانی و صنعتی» و همچنین «جرم‌انگاری تخریب محیط‌زیست» سخن گفتند. سخنانی که کارشناسان و مدیران محیط‌زیست را برای اعمال قوانین محیط‌زیستی چنان دلگرم کرد که در مقابل کسانی که به طعن «محیط‌ ایست» لقب می‌دادند، شجاعانه بایستند و از حقوق ملت و جهانیان دفاع کنند، چراکه محیط‌زیست مبحثی فراملیتی است. در این میان یکی از فرازهایی از آن سخنان که بسیار مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت و فعالان محیط‌زیست فارغ از گرایش‌های سیاسی آن را ستودند، این عبارات بود که «دستگاه‌های مسئول باید قاطعانه با تعدی به جنگل‌ها به هر بهانه‌ای اعم از هتل‌سازی و جذب گردشگر و ساخت حوزه علمیه و برخی توجیهات به ظاهر قابل قبول، مقابله کنند.»

آرمان امروز

«اپوزیسیون نجیب ایران» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آرمان امروز است که در بخشی از آن می خوانید: در جهان سیاست و در حکومت‌های مبتنی بر مردمسالاری همواره شاهد بروز و ظهور اپوزیسیون سیاسی هستیم. در بسیاری از این نظام‌های سیاسی، اپوزیسیون درحقیقت دارای جایگاه تعریف شده‌ای در درون نظام سیاسی هستند و نسبت به این جایگاه برای این دسته از کنشگران سیاسی، حقوق خاصی درنظر گرفته می‌شود. در نظام جمهوری اسلامی‌ نیز چه بخواهیم و چه نخواهیم ‌گونه‌ای از اپوزیسیون وجود دارد که به عبارت بهتر و به این دسته از فعالان سیاسی اصطلاحا دولت درسایه نیز‌ می‌گویند. رئیس دولت اصلاحات، آیت‌ا...‌هاشمی‌رفسنجانی و فراکسیون امید در مجلس درحقیقت اپوزیسیون در سایه هستند. اپوزیسیون درون نظام عموما قائل به فعالیت قانونی در چارچوب قانون اساسی هستند. مهم‌ترین تعریفی که از ویژگی اپوزیسیون جمهوری اسلامی‌ می‌توان داشت،«نجابت» است. اگر نگاهی کوتاه به اپوزیسیون سایر نظام‌های سیاسی دردنیا بیندازیم، بدون شک هیچ کدام از آنها را به اندازه اپوزیسیون ایرانی نجیب و اخلاق مدار نخواهیم یافت. در کجای دنیا اپوزیسیونی را می‌توان پیدا کرد که درنحوه مخالفت با جریان اصلی به این اندازه خویشتندار و نجیب باشد که در رفتار آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی، رئیس دولت اصلاحات، محمدرضا عارف و اعضای فراکسیون امید درمجلس، شاهد آن هستیم. البته ایراد به اپوزیسیون درون نظام بسیار وجود دارد، اما هر ایرادی به اپوزیسیون درون نظام بگیریم از نجابت، سلامت نفس و پاکی ذات و تقوای درونی آنها نمی‌توان چیزی نگفت. بسیار پسندیده بود که مسئولان قدر اپوزیسیون خود را می‌دانستند و اندکی با این مخالفان که در چارچوب قانون اساسی در واقع منتقدان درون نظام هستند و برای اصلاح، مشکلات، معایب و اقدامات مسئولان را نقد منصفانه می‌کنند به نحوی بهتری مدارا می‌کرد. زیرا اگر قدر این اپوزیسیون را ندانند و به نجابت آنها احترام نگذارند، هستند گروه‌هایی که این روزها با ادبیاتی نو نسبت به زمانی که در قدرت بودند وارد عرصه کنش سیاسی با مسئولان شده و اتفاقا حیا، نجانت و سلامت نفس اصلاح‌طلبان را ندارند. افرادی که یک بارسکان قوه مجریه را دردست داشتند و در آن هشت سال ضربات سنگینی به جامعه ایران زدند که با این سادگی قابل جبران نیست. اپوزیسیون درون نظام واصلاح‌طلبان قصد اصلاح مشکلات برای کاراتر شدن کشور را دارند، اما مشخص نیست کنشگرانی که از هم اکنون قصد دارند، خود را نه اصولگرا بلکه اپوزیسیون تعریف کنند در بازگشت به قدرت چه ضربات سنگین‌تری نسبت به قبل به جامعه بزنند.

کیهان

«رابطه ایران و عربستان با «آل سعود» نمی‌شود» نیز عنوان یادداشت امروز روزنامه کیهان است که نگارنده در بخشی از آن آورده است: اراده ایران در طول دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیچگاه مبتنی بر قطع رابطه با همسایگان خود از جمله «دولت سعودی» نبوده است. حتی آنگاه که حضرت امام خمینی رضوان‌الله تعالی‌علیه پس از جنایت آل‌سعود در جریان حج سال 1366 مجازات آل‌سعود به عنوان عامل و امر جنایت را لازم شمردند و اقدامات آنان را بدتر از جنایات صدام حسین در تحمیل جنگ علیه ایران دانستند، قطع رابطه با ریاض مدنظر جمهوری اسلامی ایران نبود. در عین حال یک علل بنیادی، همیشه عربستان را برای ایران به «کشوری خاص» تبدیل کرد که مانع گرم شدن رابطه دو همسایه گردید. این عامل بنیادی هنوز و تا زمانی که رژیم آل‌سعود بر کشور همسایه‌مان حکومت می‌کند وجود دارد. رژیم آل‌سعود بر مبنای پذیرش مسئولیت‌هایی که یک دولت در قبال شهروندان خود و میهمانان برعهده دارد، بنا گذاشته نشده و از این رو رفتار آن طی حدود 86 سالی که از تأسیس آن می‌گذرد در قاعده یک دولت متمدن نبوده است کافی است که به اقدام وقیح این رژیم در اعدام بدون دلیل حدود 80 شهروند خود در سال گذشته که یکی از آنان عالم وارسته اسلام- آیت‌الله شیخ نمر باقر النمر- بود نگاه بیندازیم تا میزان توجه این دولت به حقوق و حیثیت شهروندان خویش مشخص شود و یا کافی است به اقدام جبارانه و سفاکانه این رژیم در حج 66 و نیز حج 94 که جان هزاران انسان متدین و عارف را گرفت، نگاهی بیندازیم تا میزان پایبندی آن به قوانین و عرف جوامع متدین و متمدن معلوم گردد رژیمی که سبب قتل چند هزار انسان الهی در حرم امن الهی و در منا می‌شود و از کنار آن به سادگی می‌گذرد یک رژیم استثنایی است و در برقراری رابطه طبیعی با آن یک علت سلبی بنیادی وجود دارد.

شرق

همچنین روزنامه شرق در بخشی از سرمقاله امروز خود با عنوان «ارتباط ایرانی با اعراب» تصریح کرد: ارتباط مؤثر ایران با کشورهای مختلف جهان، در سه‌سال‌ونیم گذشته به شکل جدی‌تری در دستور کار دولت یازدهم و وزارت خارجه قرار داشته است. تردیدی نیست که روابط حسنه با تکیه بر منافع مشترک با کشورهای دنیا به‌ویژه همسایگان ما در خلیج فارس دارای ارزش بالایی است و نتایج مثبت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به دنبال دارد. سفر جناب دکتر ظریف به کشور قطر به عنوان یکی از کشورهای تأثیرگذار عربی نیز در همین راستا، دارای اهمیت است. قطر درزمینه اقتصادی دارای ظرفیت‌های مشخصی است. میادین مشترک نفتی ایران با این کشور، لزوم رایزنی‌های مداوم میان دو کشور را افزایش داده است. در موضوع سوریه نیز رایزنی‌هایی از قبل وجود داشته و احتمالا یکی از محورهای گفت‌وگوی وزیر امور خارجه با امیر قطر بوده است. درباره کشورهای عربی نمی‌توان در شرایط فعلی، نسخه واحدی تجویز کرد. در مصر، ژنرال‌هایی که قدرت را در دست دارند، باقی‌مانده حکومت دوران مبارک هستند؛ البته در زمان حضور کوتاه‌مدت اخوان‌المسلمین در قدرت بعد از انقلاب مصر نیز، اتفاق خاصی در حوزه روابط رخ نداد. نبود رابطه در حد سفیر در بیش از سه دهه گذشته، موضوعی نیست که بتوان یک‌شبه آن را حل کرد. کویت، قطر و عمان به‌تازگی میزبان رئیس‌جمهور جناب آقای دکتر روحانی یا وزیر امور خارجه بوده‌اند و تقویت رایزنی‌ها و روابط با آنان و تداوم رفت‌و‌آمدها، حتما می‌تواند مشکلات موجود در سطح منطقه را کاهش داده و توطئه‌ها را خنثی کند. آنانی که در داخل کشور، بی‌توجه به این ظرفیت‌ها و غافل از برنامه صهیونیست‌ها برای ایجاد یک جبهه عربی علیه ایران، سفرهای مقامات ایران به کشورهای عربی را بی‌دلیل ارزیابی می‌کنند، احتمالا شناختی از فضای منطقه و جهان نداشته و صرفا مواضع رادیکال و بی‌ضابطه‌ای اتخاذ می‌کنند.

اعتماد

«باب پژوهش و نیاز به تحول پژوهشی در کشور» نیز عنوان سرمقاله امروز روزنامه اعتماد است که در قسمتی از آن می خوانید: آنگونه که از آمار جهانی برمی‌آید کشور عزیزمان ایران با همت تلاشگران عرصه‌های علمی خود توانسته به قله‌های رفیعی دست یابد که مایه مباهات و افتخار است. پس از انقلاب و از اواسط دهه ۶۰ در علوم پزشکی تحولاتی آغاز شد که بدوا کمی بوده و اکنون بخش‌هایی از آن به‌شدت قابل نقد است اما در ادامه و با اصلاح قسمت‌هایی از رویکردهای اولیه وضعیت بهبود یافت هرچند کماکان دچار مشکلات و معضلات عمده‌ای در بخش آموزش، درمان، بهداشت و نهایتا پژوهش هستیم اما اینها باعث نمی‌شود که توان علمی ایرانیان و پیشرفت‌های حاصله را نبینیم. گاهی برخی از آمارهای ناامید‌کننده در بطن خود خبر خوب هم دارند که از جمله آن آمار بالای مهاجرت تحصیلکردگان و افراد صاحب مهارت از ایران است که در عین حال خبر وجود چنین توان بالای علمی ایرانیان را در خود نهفته دارد و اشتهای شدید بازار علم و صنعت جهانی به نیروی متخصص ایرانی از جانبی بیانگر ظرفیت‌های بالای ملی ما است که باید بتوانیم با برنامه‌ریزی‌های دوراندیشانه و موثر این آمار را کاهش داده و حتی معکوس کنیم. در این بین اشتهای خاصی در جوامع توسعه یافته برای جذب پژوهشگران ایرانی وجود دارد که باید علت آن را علاوه برسبقه تاریخی ایرانیان در علم و هنر به‌نوعی در آمار دهه‌های اخیر کشور در امر پژوهش نیز جست. آنگونه که از آمار و اعداد بر می‌آید و از باب مثال در مقالات معتبری که در نشریات nature و new scientist به قلم احسان مسعود و اندی کاگلان درج شده، ایران توانسته از نظر رشد علمی در راس کشورهای جهان قرار بگیرد.

شهروند

روزنامه شهروند در قسمتی از سرمقاله امروز خود با موضوع «مصائب یک رئیس‌جمهوری» تاکید کرد: هنگامی که مفسران سیاسی به اظهارات باراک اوباما، ریاست‌جمهوری سابق ایالات متحده می‌اندیشند، تازه متوجه می‌شوند که حرف‌های این سیاستمدار کهنه‌کار چقدر معنا داشت. وی آن زمان اظهار داشته بود که امیدوار است انتقال قدرت در کاخ‌سفید از وی به دونالد ترامپ، ریاست‌جمهوری کنونی توأم با آرامش باشد. اما حالا که بیش از ٣ ماه از این انتقال قدرت نه چندان آرام می‌گذرد، می‌توان شاهد آن بود که برنده انتخابات نوامبر ٢٠١٦ (آذرماه ٩٥) که صرفا با اتکا به رأی ایالتی الکترال و با کمتر از ٣میلیون رأی نسبت به هیلاری کلینتون، نامزد حزب دموکرات، ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا را به دست آورد، علاوه بر نارضایتی عمومی، با اتهامات مکرر ارتباط خودش و کابینه متزلزل تاجرمآبش با روس‌ها مواجه است. آخرین نمونه آن وزیر دادگستری اوست که حالا قرار است سکان نهادی را در دست داشته باشد که کمترین دروغ و فسادی، می‌تواند آن را در کنار کشورش یکسره به تباهی و نابودی سوق دهد. گرچه ترامپ سعی کرد با اجرای سریع دو وعده‌اش مبنی بر کشیدن دیوار در مرز مکزیک و گسترش صنعت نفت و توسعه خطوط لوله انتقال نفت خام که مورد مخالفت فعالان محیط‌زیست ایالات متحده بود، عمل‌گرا بودن خود را به رخ سایر سیاستمداران، ازجمله هم‌حزبی‌های جمهوریخواهش در سنا و کنگره بکشد، اما در بازه زمانی کنونی نتوانسته با انبوه چالش‌هایی که عمدتا از داخل کشور و از قضا، بخشی از آنها که توسط همفکران سیاسی او مطرح شده، کنار بیاید. ترامپ بی‌مسئولیتی را که حداقل در قاموس و فرهنگ ایالات متحده به‌عنوان گناهی نابخشوده مطرح است، به آن حدی رسانده که رفتارهای او با افرادی دچار اختلالات روانی مقایسه می‌شود و در این میان برخی از روانشناسان و روانپزشکان معتقدند، مقایسه ترامپ با بیماران روانی، نوعی توهین به این افراد آسیب‌دیده است؛ چرا که او کاملا خودآگاه دست به رفتارهای نابهنجار می‌زند. در عرصه سیاست خارجی نیز ترامپ با انتخاب رکس تیلرسون، یک سرمایه‌دار نفتی که پیش از این مدیرعامل و رئیس هیأت‌مدیره شرکت بزرگ نفتی اکسون موبیل بود، عملا علاوه‌بر برهم زدن سیاست‌های شبه تنش‌زدایی که مثلا به عقد برجام انجامید، متحدان خود را نیز دو پاره کرده است. از یک سو، دست به برگزاری رزمایش‌های نظامی در شرق دور زده و قول فروش سلاح‌های استراتژیک به همپیمانانی چون کره‌جنوبی، ژاپن و چین تایپه می‌دهد و از سوی دیگر، با همپیمانان ناتویی‌اش در اتحادیه اروپا شاخ به شاخ می‌شود. به نظر می‌رسد، ادامه سیاست‌های غیرمسئولانه ترامپ، مصائب این رئیس‌جمهور را بیش از پیش افزایش داده و جهان را بیش از گذشته به لبه پرتگاه سوق بدهد.

جوان

در پایان نیز روزنامه جوان در یادداشت امروز خود با موضوع «اشرافی‌گری عامل سرمایه‌سوزی از انقلاب» نوشت: انقلاب همانند هر موجود زنده و دارای حرکت، می‌تواند به آفت‌ها و آسیب‌هایی مبتلا شود. وقتی انقلاب به بلاها، آفت‌ها و آسیب‌ها مبتلا شد به صورت قهری حرکت آن به سمت آرمان‌ها و تحقق اهداف والا کند و چه بسا متوقف می‌شود. تمدن‌سازی اسلامی، حیات طیبه، پیشرفت در ابعاد معنوی و مادی، از آرمان‌ها و اهداف والای انقلاب اسلامی است،  عدالت روح حاکم بر این آرمان‌ها و اهداف است. به عبارت دیگر، روح حاکم بر حرکت انقلاب اسلامی به سمت آرمان‌ها، عدالت است. بر همین اساس می‌توان گفت، عدالت شعار اصلی انقلاب و جمهوری اسلامی است. هرگاه حرکت به سمت عدالت در جامعه کند شود، باید دانست که عوامل کندکننده حرکت به سمت عدالت، یک بلا و آفتی است که به جان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی افتاده است. اشرافی‌گری دولتی و اشرافی‌گری برخی از مسئولان در سطوح مختلف و خصوصاً در سطوح عالی، یکی از این آفت‌هاست. هرگاه مسئولان خلق و خوی اشرافی‌گری پیدا کردند، باید به صورت جدی نگران انقلاب و حرکت انقلاب بود. زنده بودن انقلاب، پویا بودن انقلاب و سلامت انقلاب با میزان شتاب و سرعت آن به سمت عدالت‌گستری و تحقق آرمان‌ها و اهداف مورد سنجش قرار می‌گیرد. وقتی برخی مسئولان گرفتار پدیده ناپسند اشرافی‌گری می‌شوند و اشرافی‌گری دولتی لباس واقعیت به تن می‌کند، معنایی جز مبتلا شدن انقلاب و نظام به آفت ندارد. آفت اشرافی‌گری که اگر با آن مبارزه و ریشه‌کن نشود، جان انقلاب را به خطر انداخته و آن را به سمت میرایی سوق می‌دهد. یکی از توصیه‌ها و هشدارهای مستمر مقام معظم رهبری به مسئولان و کارگزاران نظام طی 27 سال گذشته، پرهیز دادن و برحذر داشتن آنان از اشرافی‌گری است. به عنوان نمونه معظم‌له در دیدار با رئیس‌جمهور وقت و اعضای هیئت  دولت در تاریخ 5/6/1380، آنان را به اجتناب از اشرافی‌گری سفارش و خطرات اشرافی‌گری مسئولان کشور را این‌چنین گوشزد می‌کنند: «عزیران من! این نکته را در اینجا بگویم؛ از جمله چیزهایی که روند حرکت به سمت عدالت را در جامعه کند می‌کند، نمود اشرافی‌گری در مسئولان بالای کشور است، از این اجتناب کنید. اشرافی‌گری دو عیب دارد؛ عیب دومش از عیب اولش بزرگ‌تر است. عیب اول اشرافی‌گری، اسراف است- اشرافی‌گری حلال را می‌گوییم، یعنی آن چیزی که پولش از راه حلال و بحق به دست آمده- اما عیب  دوم بدتر است و آن این است که فرهنگ‌سازی می‌کند، یعنی چیزی برای مسابقه دادن همه درست می‌کند... به نظر من زرق و برق در زندگی شما وقتی به بیرون منعکس شود، آن اشکال دوم را دارد؛ فرهنگ‌سازی می‌کند و یک عده نوکیسه و تازه به دوران رسیده را به خرج‌ها و تجمل‌بازی زیادی تشویق می‌کند. بعد هم می‌بینید رؤسای نظام هستند، همه به آن طرف حرکت می‌کنند، آنگاه از شما تندتر هم می‌روند، چون شما بالاخره ملاحظاتی دارید که خیلی از آنها ندارند.»

/انتهای پیام/

لینک سریع

#

تبلیغات