پایگاه اطلاع رسانی فانوس | از نسخه دوم فرمان ضد مهاجرتی ترامپ تا تزریق ناامیدی در جامعه

دکه گردی فانوس

از نسخه دوم فرمان ضد مهاجرتی ترامپ تا تزریق ناامیدی در جامعه

سرویس سیاسی - سرمقاله‌ها و یادداشت‌های امروز برخی از روزنامه‌های رسمی و مهم کشور به موضوعاتی نظیر نسخه دوم فرمان ضد مهاجرتی ترامپ!، دستاوردهای دولت را هم ببینید، توپخانه فرهنگی دشمن، تهدید نهفته دستور دونالد ترامپ، نوبت صف‌شکنان، ایرانیان مقیم خارج در معرض خطر، مبارزه غیرشفاف با عدم شفافیت! و نا امیدی را چه کسانی در جامعه تزریق می‌کنند اختصاص دارد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی فانوس، نویسندگان سرمقاله‌ها و یادداشت‌های روزنامه‌های امروز "چهارشنبه 95.12.18" به موضوعات نسخه دوم فرمان ضد مهاجرتی ترامپ!، دستاوردهای دولت را هم ببینید، توپخانه فرهنگی دشمن، تهدید نهفته دستور دونالد ترامپ، نوبت صف‌شکنان، ایرانیان مقیم خارج در معرض خطر، مبارزه غیرشفاف با عدم شفافیت! و نا امیدی را چه کسانی در جامعه تزریق می‌کنند پرداختند.

اطلاعات

روزنامه اطلاعات در بخشی از یادداشت امروز خود با عنوان «نسخه دوم فرمان ضد مهاجرتی ترامپ!» نوشت: نسخه اول فرمان ضد مهاجرتی که از سوی ترامپ امضاء و ابلاغ اجرایی پیدا کرد به موجی از اعتراض در سراسر آمریکا دامن زد تا آنجا که ابتدا چند دادستان ایالتی با رد حقوقی آن دستور توقف فرمان رئیس جمهور را دادند که رأی دادستان‌ها به دیوان عالی رفت و از سوی دادگاه‌ عالی فدرال مورد تأیید قرار گرفت و از ادامه اجرای آن ممانعت قضایی شد. ترامپ با صدور این دستور قضایی اعلام کرد به مقابله با آن اقدام خواهد کرد، اما همراهان او در کاخ سفید مقابله با حکم عالی قضایی از سوی رئیس جمهوری را که تازه وارد کاخ سفید شده است، تقابل با نهاد قضایی در آمریکا دانستند و ترامپ عقب‌نشینی کرد و وعده داد نسخه جدیدی را با رعایت موارد حقوقی تهیه و معرفی خواهد کرد. دیروز از نسخه جدید فرمان کنترل مهاجرتی و ورود به خاک آمریکا، رونمایی شد. نسخه دوم فرمان ترامپ با نسخه اول آن بنابر نظر اغلب حقوقدانان آمریکایی، تفاوت چندانی ندارد. الا اینکه در این نسخه نام عراق از فهرست کشورهای مورد تحریم کسب ویزای آمریکا، حذف شده است. در این فرمان بجای هفت کشور در نسخه اول، شش کشور، ایران، سوریه، یمن، سودان، سومالی و لیبی به مدت ۹۰ روز از سفر به آمریکا منع شده‌اند. در مورد ایران اعتراض همه در آمریکا این بود که در فهرست دستگاههای امنیتی درباره عاملان و متهمان عملیات تروریستی در خاک آمریکا، هرگز نام حتی یک ایرانی هم دیده نمی‌شود. از دیروز نقد و بررسی فرمان جدید ترامپ درباره مهاجرت یا ورود بخاک آمریکا در رسانه‌های این کشور و در اروپا درصدر اخبار و گزارش‌ها قرار گرفته است.

وطن امروز

همچنین روزنامه وطن امروز در قسمتی از یادداشت امروز خود با عنوان «دستاوردهای دولت را هم ببینید!» خاطرنشان کرد: هر چند این روزها صدای اعتراض به دولت اعتدال، از هر کوی و برزنی شنیده می‌شود و هر چند مردم کوچه و بازار، به حیث کار و کارنامه، هرگز نمره قابلی به رئیس این دولت نمی‌دهند و هر چند شماری از مهم‌ترین وزرا، از همین الان صف خود را از روحانی جدا کرده‌اند، لیکن در مقام قضاوت، بی‌انصاف نباید بود و دستاوردهای مهم دولت اعتدال بویژه رئیس آن را نباید نادیده گرفت که اگر جز این باشد، از مصادیق بی‌تقوایی است. باورم هست دستاوردهایی دارد دولت فعلی، بعضا متمایز و ممتاز. نخستین دستاورد اینکه اگر 4 سال تمام، هر 24 ساعت شبانه‌روز می‌خواستیم برای گروهی از این مردم، «صحیفه نور» بخوانیم و از خمینی یا صدالبته خامنه‌ای، کد بیاوریم که چرا نمی‌توان به مذاکره با آمریکا خوشبین بود، قطع به یقین، به این وضوحی نمی‌شد که دولت اعتدال در مقام عمل نشان ‌داد به شیطان بزرگ نمی‌توان اعتماد کرد و اگر هم اعتماد کنی، عاقبتی جز ابراز ندامت در پی ندارد! این دستاورد بزرگ آیا چیز کمی است؟! کدام دولت به خوبی این دولت توانست حتی به آن دسته از مردمی که با حسن‌ظن به آمریکا نگاه می‌کردند هم ثابت کند که شیطان بزرگ، هرگز وفایی به عهد خود ندارد؟! کدام دولت به خوبی این دولت توانست ثابت کند که دست‌برداشتن از آرمان‌ها، هرگز متضمن این نیست که تو از گندم ری بخوری؟! یا توهم بزنی دیگر تحریم‌ها لغو شد و تمام؟! یا خیال کنی چون درون قلب رآکتور خودکفایی، سیمان سیاه بی‌تدبیری ریخته‌ای، پس چرخ کارخانه‌ها و کارگاه‌ها می‌چرخد؟! دستاورد از این مهم‌تر که بعد از آن‌همه شانتاژ زنجیره‌ای‌ها، عاقبت معلوم شد هسته‌ای بهانه است و نه مقصر؟! دستاورد از این بالاتر که بعد از آن‌همه دروغ زنجیره‌ای‌ها، عاقبت معلوم شد مشکل اقتصادی، اندک ربطی به پیشرفت‌های ما در سایر حوزه‌ها ندارد؟! دستاورد از این ارزشمندتر که بعد از آن‌همه اراجیف زنجیره‌ای‌ها، عاقبت معلوم شد علاج معضل ضعف در حوزه اقتصاد، کوبیدن بر فرق نقاط قوت ما در سایر حوزه‌ها یا فروش آنها به اجنبی، آن‌هم به قیمت مفت نیست؟! دومین دستاورد اینکه معلوم شد وقتی مشکل از ناحیه بی‌تدبیری مدیر اجرایی است، پیاده‌روی با دشمن و دست‌دادن همراه با لبخند به او، هرگز جای خالی تدبیر نداشته را پر نمی‌کند، بلکه تنها و تنها دشمن را به فشار بیشتر تشویق می‌کند!

حمایت

روزنامه حمایت نیز در بخشی از یادداشت امروز خود با عنوان «توپخانه فرهنگی دشمن» تصریح کرد: امروزه تهاجم فرهنگی جبهه استکبار جهانی به رهبری آمریکا علیه ارکان انقلاب اسلامی یک حقیقت انکارناپذیر است و شواهد بسیاری دال بر آن وجود دارد. غفلت از این تهاجم شوم می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری در پی داشته باشد، همچنانکه غفلت و سستی در تقابل با تهاجم نظامی نیز می‌تواند صدمات شدیدی به ملت و کشور وارد آورد. ازآنجاکه تهاجم فرهنگی در قاموس دشمن به معنای ضعیف کردن اراده‌ها، تغییر هویت انقلابی و اثرگذاری بر تفکر نسل جوان بر پایه تفکرات مادی غرب است، لطمه‌ای که از این ناحیه متوجه کشور می‌شود، حتی از تبعات منفی تهاجم نظامی و امنیتی نیز بیشتر است. این، همان نکته‌ای است که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با دست‌اندرکاران راهیان نور بر آن تأکید کرده و فرمودند: «حرکت نظامی اگر چنانچه از سوی دشمن انجام بگیرد، ملت را پرانگیزه‌تر می‌کند، مشت ملت را در مقابل آن‌ها محکم‌تر می‌کند؛ حرکت نظامی این است؛ اما حمله‌ فرهنگی به‌عکس است؛ اگر دشمن بتواند حمله‌ فرهنگی را انجام بدهد، [انسان را] بی‌حال می‌کند، از تصمیم می‌اندازد، اراده‌ها را تضعیف می‌کند، جوان‌های کشور را از کشور می‌گیرد؛ حمله‌ فرهنگی این است.»با اقتداری که ایران اسلامی در جنگ تحمیلی 8 ساله به دشمن نشان داد و پیام‌های روشنی که پس از دفاع مقدس به‌واسطه تکمیل و تجهیز حلقه‌های دفاعی و تهاجمی در سراسر کشور به آن‌ها فرستاد، می‌توان با اطمینان گفت که هجمه نظامی از دستور کار دشمنان خارج‌شده و برای دستیابی به خواسته‌هایشان به تهدیدات توخالی بسنده کرده‌اند ولی عقب‌نشینی دشمن در عرصه نظامی به‌منزله کوتاه آمدن آن‌ها از هجمه به ارکان نظام اسلامی نیست. تأسیس شبکه‌های ماهواره‌ای به‌منظور ترویج فرهنگ غربی، گسترش شبکه‌های اجتماعی برای نفوذ فرهنگی،‌ فعالیت برنامه‌ریزی‌شده برای القای تفکر لیبرالیسم از طریق محصولات فرهنگی غربی در میان تمام اقشار جامعه به‌خصوص در نسل جوان، تنها بخش کوچکی از توطئه‌ آنان برای منحرف کردن انقلاب از مسیر آرمان‌هاست، چراکه بدخواهان جمهوری اسلامی با توجه به ماهیت فرهنگی آن، دریافته‌اند برای فروپاشی این بنیان، راهی جز نابودی پایه‌های فکری و اعتقادی آن وجود ندارد. تهاجم فرهنگی به دلایل متعددی از حمله نظامی خطرناک‌تر است ازجمله اینکه هجوم نظامی با هیاهو و به‌سرعت انجام می‌شود اما تهاجم فرهنگی آهسته، آرام و خزنده است.

آرمان امروز

«تهدید نهفته دستور دونالد ترامپ» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آرمان است که نگارنده در بخشی از آن خاطرنشان کرده است: وعده ممنوعیت ورود به خاک ایالات متحده یکی از مهم‌ترین شعارهایی بود که دونالد ترامپ در کارزار انتخاباتی اعلام کرده بود. رئیس جمهور جدید آمریکا یک هفته بعد از رسیدن به قدرت، این وعده خود را عملی کرد. هرچند این فرمان با توقف از سوی دادگاه فدرال درآمریکا روبه‌رو شد، اما دونالد ترامپ نشان داد در اجرای این تصمیم خود مصمم است. اکنون حدود یک ماه بعد از توقف؛ طرح اولیه این موضوع، بار دیگر از سوی رئیس جمهور آمریکا امضا و قرار براجرایی شدن آن از ۱۶ مارس است. هرچند طرح جدید با آنچه هشتم بهمن اعلام شد تفاوت آن‌چنانی ندارد، اما دست‌کم درابتدا موج مخالفان به اندازه قبل نیست. البته بعید به نظر می‌رسد که موج‌‌های مردمی و جنبش مدنی در آمریکا با طرح جدید مخالفت نکنند. به ویژه با توجه به جایگاهی که ایرانیان مقیم ایالات متحده دراین کشور دارند اعتراضات به روند ممنوعیت اتباع کشورمان را ادامه خواهند داد. چرا که چنین ممنوعیتی فاقد دلایل حقوقی و اساسی است. در دنیای امروز این نوع اقدامات از مصادیق فاشیسم شمرده می‌شود و برخلاف موازین حقوق بشر دارای ماهیتی تبعیض‌آمیز است. اینکه برخی کشورهای دیگر چنین رویه‌ای را پیش بگیرند شاید محتمل باشد، اما آمریکا که مدعی حقوق بشر وترویج آن است و بر سابقه طولانی خود درحفظ حقوق بشر می‌بالد با چنین اقدامی یک تناقض را به وجود آورده است. البته باید این نکته را در نظر گرفت که شخصیت‌ها و گروه‌هایی در این کشور حضور دارند که در عمل و واقعیت به چنین ارزش‌هایی اعتقاد دارند و درمقابل تصمیمات این چنین تبعیض‌آمیز سکوت نخواهند کرد. اگر چه هرکشوری حق دارد تا مسیرهای ورود تروریست‌ها را به خاک خود ببندد اما این تصمیم که ملت‌هایی مجازات شوند به ظن اینکه درمیان آنها تروریست‌هایی به یک کشور خاص سفر می‌کنند دستاویز قابل قبولی نیست، آن‌هم برای کشوری همچون ایران که تاریخ نشان می‌دهد هیچ کدام از شهروندان آن در آمریکا عملیات تروریستی انجام نداده‌اند. بنابراین این اقدام در مقابل ایرانیان را باید تصمیمی خفت‌بار دانست که تنها از فردی همچون ترامپ می‌توان انتظار آن را داشت. نکته دیگری که از دستور جدید ترامپ حائز اهمیت است حذف عراق از لیست پیشین است. آمریکا در کردستان عراق نفوذ شدیدی دارد و نیروهای این کشور به آموزش نظامیان کردها برای مقابله با گروه‌های تروریستی مشغول هستند. از سوی دیگر دولت عراق نیز در شرایط فعلی درحال همکاری با ایالات متحده در نبرد موصل است. بنابراین طبیعی است درحالی که آنها در دو جبهه همکاری می‌کنند نباید به سمت ایجاد خصومت پیش بروند. درباره کشورمان وضعیت متفاوت است.

کیهان

«نوبت صف‌شکنان» عنوان یادداشت امروز روزنامه کیهان است که در بخشی از آن خاطرنشان شده است: آخرش چه می‌شود؟ بعید است کسی کلاهش را کمی بالاتر گذاشته باشد و افقی دورتر از نوک دماغش را ببیند و روزی چند بار این سوال را پیش نکشد. هر کدام ما عارف باشیم یا عامی، از رجال صاحب‌منصب یا مردم کف جامعه، در زندگی شخصی یا حیات اجتماعی و سیاسی با این پرسش همیشگی دست به گریبان هستیم که پایان فلان موضوع یا بهمان کار چه می‌شود؟ از مضیقه‌ها و تنگناها می‌رنجیم و با گشایش‌ها و دستیابی به ایده‌آل‌ها انبساط پیدا می‌کنیم. مدام در حال حرکت و تغییر هستیم. می‌رویم و می‌رانند ما را. می‌سازیم و ساخته می‌شویم و... سرانجام می‌رسیم به ساعتی که باید قلم تاثیر و تاثر را بالا بگیریم و تمام! بلکه مجال بالا گرفتن قلم را هم به ما نمی‌دهند. ناگهان بانگی برآمد خواجه مرد... کات! دست نگه دارید! ما نمرده‌ایم هنوز؛ گویا نمرده‌ایم! مرز باریکی است میان زندگی و مرگ؛ خواب و بیداری. اگر حقیقت آن است که پیامبر اعظم(ص) فرمود «الناس نیامٌ فاذا ماتوا انتبهوا. مردم خوابند، پس هنگامی که مردند بیدار می‌شوند»، آنگاه موضوع مرگ و زندگی، حیات و ممات، فنا و بقا، خواب و بیداری پیچیده می‌شود. اگر به تعبیر امیرمومنان علی علیه‌السلام فرو گذارندگان «جهاد» و «امر به معروف و نهی از منکر» مردگانند و باید حکم «میت الاحیاء» و «میتٌ بین الاحیاء» (مرده‌ای میان زندگان) را درباره آنها صادر کرد، تشخیص ظاهر و باطن ماجرای زندگی و مرگ پیچیده می‌شود. آنگاه نیاز به کالبدشکافی یکایک ما- از عوام تا مسئولان و صاحب‌منصبان، حاضران و درگذشتگان- است تا معلوم شود کدام در تقابل فضیلت‌ها و رذیلت‌ها، بی‌تابی کرده و کدام، بی‌تفاوت سرکرده یا بر کفه رذیلت‌های بشر افزوده‌ایم؟ کدام در حصارها مانده بلکه در تار پیرامون خود تنیده و کدام، قالب شکسته و اوج گرفته‌ایم؟ برخی از ما- عوام و خواص- خانه‌های افتاده در دل بیابان را می‌مانیم که گرد و خاک و شن‌های روان به تدریج آمده و از سر و کول‌شان بالا رفته‌اند تا آنجا که در خود دفن کرده‌اند. نجنبیم، بی‌سروصدا از دست می‌رویم. اگر از عاقبت کار نپرسیم و خواب بمانیم، با مسمومیت شیرین از دست می‌رویم.

شرق

همچنین روزنامه شرق در قسمتی از یادداشت امروز خود با عنوان «ایرانیان مقیم خارج در معرض خطر» می نویسد: جریان‌های راست افراطی در جهان غرب، رو به رشد و در حال دستیابی به ارکان قدرت هستند. به‌قدرت‌رسیدن آنها در برخی کشورها - مانند آمریکا - و احتمال به‌قدرت‌رسیدن آنها در بعضی کشورهای مهم اروپایی مانند فرانسه، بسیاری را نگران کرده‌ است. طبیعتا بخشی از جوامع و ساختارهای دموکراتیک غرب هم در تلاش‌اند تا در مقابل این جریان‌های خطرناک ایستادگی و مقاومت کنند، اما موانع مهمی بر سر راه «جریان مقاومت» قرار دارد و به نظر می‌رسد در پرتو رشد راست‌گرایی، دستگاه سیاسی ایران برای محافظت از اتباع ایرانی مقیم غرب به اهتمام بیشتری نیاز دارد.  دست‌کم دو مانع مهم بر سر راه جوامع مدنی و ساختارهای دموکراتیک مخالف جریان‌های راست‌گرا وجود دارد:  ۱) اینکه ساختارهای دموکراتیک و نهادهای حکومتی در غرب، به دلیل اینکه سال‌ها در پیاده‌سازی و اجرای خشن‌ترین سیاست‌های نئولیبرال شریک بوده‌اند و به دلیل اینکه سال‌ها نزد بخش قابل‌ملاحظه‌ای از مردم غرب به‌عنوان عوامل و مباشران بانکدارها و الیت مالی پشت پرده «بدنام» شده‌اند، از اعتبار و مشروعیت و استحکام لازم برای مقابله در برابر جریان‌های پوپولیستی تهی شده‌اند. جریان‌های راست ‌افراطی نیز - که در ابتدای تأسیس، طرح‌ها و سیاست‌های نژادپرستانه خود را بی‌پرده بیان می‌کردند - سال‌هاست در یک تغییر تاکتیک هوشمندانه، همان برنامه‌های نژادپرستانه را در لوای شعارهای اقتصادی و دعوت از مردم برای شکستن ساختارهای «نئولیبرال» - که مهاجرت را یکی از چند مؤلفه آن می‌خوانند - فرمول‌بندی و ارائه می‌کنند. در نتیجه، هرچقدر این ساختارها در برابر مظاهر و نمایندگان جریان راست‌گرای «ضدسیستم» مقاومت کنند، به همان میزان نزد عوام و توده‌های خشمگین و مستعد شنیدن «تئوری‌های توطئه» بی‌اعتبار خواهند شد.

اعتماد

«مبارزه غیرشفاف با عدم شفافیت!» نیز عنوان سرمقاله امروز روزنامه اعتماد است که در بخشی از آن می خوانید: اظهارات چند روز پیش آقای وزیر اقتصاد اگرچه مهم بود، ولی به هیچ‌وجه قابل قبول نیست. وی که در دهمین همایش سیاست‌های مالی و مالیاتی ایران سخن می‌گفت در بخشی از این سخنرانی، لحنی اعتراضی و تند پیدا کرد و گفت: «وقتی می‌خواهیم علیه پولشویی اقدام کنیم تمام قد جلوی ما می‌ایستند. مانع خصوصی‌سازی می‌شوند و به خاطر منافع گروهی در مقابل منافع ملی می‌ایستند... چرا تا دنبال شفاف‌سازی می‌رویم برخی از ارکان مملکت به لرزه می‌افتد؟ چرا ما وقتی مقابل پولشویی می‌ایستیم و می‌خواهیم شفاف‌سازی کنیم همه جلو ما می‌ایستند؟ سوال من اینجاست که آشکارسازی جریانات مالی به چه کسی لطمه می‌زند و چرا ما باید جلوی آشکارسازی را بگیریم؟ هرگاه که یک سیاست منطقی اتخاذ می‌شود گروه‌های ذی‌نفع جلوی آن را می‌گیرند... هرگاه که می‌خواهیم یک بنگاه را واگذار کنیم همه ارکان این مملکت به لرزه می‌افتند که نباید واگذار شود. این در حالی است که شرکت دولتی یعنی رانت، عضویت در هیات‌مدیره و استخدام کارمند محلی و غیرمحلی، حقوق نجومی وغیره... من به شخصه راجع به روند خصوصی‌سازی‌ها گله‌مندم، چرا که به نظر می‌رسد عزم جدی در این رابطه وجود ندارد و مقاومت‌ها از سوی مقامات ملی و محلی بسیار بالاست. من با تمام توان خودم در مقابل این مقاومت‌ها ایستاده‌ام، ولی هر روز با نامه‌هایی مواجه هستم که با ۱۰، ۲۰ و ۳۰ امضا، مرا تهدید به استیضاح، سوال و برکناری می‌کنند، اما همچنان مقاومت من ادامه دارد... طیب نیا در پاسخ به این سوال که آیا گزارش افرادی که نامه‌های تند تهدیدآمیز به او و معاونانش را در مقابل خصوصی کردن برخی مجموعه‌های دولتی ارسال می‌کنند را به نهادهای نظارتی ارایه داده‌ است، گفت: به نظر می‌رسد این کار فایده‌ای نداشته باشد. بگذارید تهدید کنند، انتهایش این است که مرا استیضاح کرده و برکنار می‌کنند، این کار را انجام دهند... باید به صراحت گفت که تفکر دولتی در مغز مدیران ما نهفته است و مدیران محلی و شهرستانی از این شرکت‌ها نفع می‌برند؛ چرا که شرکت دولتی یعنی منبع تولید رانت، سفر خارجی، عضویت در هیات‌مدیره، حقوق نجومی، مفسده و استخدام هر کسی که این افراد لازم دارند، به همین دلیل است که به جای هزار نفر در یک شرکت دولتی، پنج هزار نفر استخدام می‌شوند که این استخدام‌ها هم به اعتبار ارتباطات دوستی و فامیلی صورت می‌گیرد.»

جوان

در پایان نیز روزنامه جوان در قسمتی از یادداشت امروز خود با عنوان «نا امیدی را چه کسانی در جامعه تزریق می‌کنند» نوشت: مسئول امید و شادابی در کشور چه نهادها یا افرادی هستند؟ این سؤال بهانه‌ای است برای کنکاشی کوتاه در سخنان رئیس‌جمهور محترم درباره امید و شادابی که در سخنرانی اخیرشان به آنها اشاره کردند. ابتدا عیناً سخنان دکتر روحانی را در این باره ذکر می‌کنیم. «متأسفانه عده‌ای هستند که می‌خواهند مردم را به هر بهانه‌ای نسبت به آینده ناامید کنند، بدون تردید ایجاد ناامیدی ضربه و آسیب به حرکت ملی و مأیوس کردن جامعه از حرکت و تعالی است اما متأسفانه عده‌ای همواره نیمه خالی یک لیوان آب را می‌بینند و نیمه پر آن را هیچ موقع متذکر نمی‌شوند». «انسان نیاز به شادابی، لبخند و خوشحالی دارد و تصور نشود که مردم بدون نشاط، خوشحالی و چهره باز می‌توانند از مشکلات زندگی فرار کنند. گاهی نشاط و شادمانی فکر و ذهن انسان را گشوده و آرامش‌آفرین است، لذا باید به آن توجه داشت.» با اینکه رئیس‌جمهور محترم دقیقاً نفرمودند چه کسانی به جامعه ناامیدی و بی‌نشاطی تزریق می‌کنند ولی از آنجایی که مردم با امید به باورهای دینی و آینده پرشکوه، انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند و اینکه در طول دوره‌های سختی و ناملایمات همواره پشتیبان نظام بودند از امید مردم به نظام ناشی می‌شود. و از طرفی چون امید در سایه نشاط و شادابی شکل می‌گیرد، پس قطعاً منظور رئیس محترم قوه مجریه ضد‌انقلاب و دشمنان نظام است که دائماً سعی در القای ناامیدی و بی‌نشاطی به مردم و مسئولان دارند، چون باور دشمنان بر این است که تنها راه شکست ایران اسلامی ایجاد ناامیدی و فاصله انداختن بین مردم و مسئولان است. در همین راستاست که با تحریم‌های گوناگون سعی می‌کنند با در تنگنا قرار دادن مردم، آنها را دلسرد و ناامید کنند.

/انتهای پیام/

لینک سریع

#

تبلیغات