پایگاه اطلاع رسانی فانوس | اندر حکایت دغدغه‌های آقای وزیر

فانوس بررسی می کند؛

اندر حکایت دغدغه‌های آقای وزیر

سرویس سیاسی - اظهارنظر عالی ترین مقام مسئول دولتی در حوزه فرهنگ چیزی نیست که از نظر و قلم رسانه ها به دور بماند و وقتی این مقام مسئول ادعای مخالفت نماینده رهبرانقلاب را با برگزاری کنسرت عنوان می کند، طرح این مسأله تنها به عنوان نظر یک فرد قلمداد نمی شود و سیاست نظام اسلامی در این مسایل را در ذهن عوام جامعه متذکر می شود و نگاه و قلم رسانه های ضدانقلاب نیز در تقویت آن دامن میزند.

به گزارش فانوس، دغدغه جدیدی که این روزها ذهن آقای علی جنتی وزیر محترم ارشاد را به خود مشغول کرده، برگزاری کنسرت در جوار قبور و حرم های متبرک است و ادعا می کند که برخی از نمایندگان مقام معظم رهبری و امامان جمعه سلایق شخصی خود را پیاده می کنند و اجازه برگزاری کنسرت را نمی دهند. 

اینکه ایشان اینچنین دغدغه برگزاری کنسرت هایی را دارند که موجب تخلیه هیجان جوانان می شود بد نیست  اما آیا هم اکنون و در این شرایط اسفبار فرهنگی که رهبر انقلاب از آن به ولنگاری فرهنگی تعبیر می کنند و بارها در صحبت های خود نارضایتی از وضعیت فرهنگی فعلی را به گوش مسئولین فرهنگی رسانده اند و هزاران کار بر زمین مانده فرهنگی وجود دارد و وضعیت فرهنگی جامعه به سمت بی بندوباری پیش می رود، آیا منطقی است که آقای جنتی دغدغه امروز خود را برگزاری کنسرت در جوار حرم امام رضا(علیه السلام) و سپس ممانعت امام جمعه و نماینده مقام معظم رهبری با آن، بیان کند و به این شکل خوراکی برای رسانه های ضدانقلاب فراهم سازد که بعد ادعا کنند مذهب مخالف موسیقی و شادی جوانان است؟  

اظهارنظر عالی ترین مقام مسئول دولتی در حوزه فرهنگ چیزی نیست که از نظر و قلم رسانه ها به دور بماند و وقتی این مقام مسئول ادعای مخالفت نماینده رهبرانقلاب را با برگزاری کنسرت عنوان می کند، طرح این مسأله تنها به عنوان نظر یک فرد قلمداد نمی شود و سیاست نظام اسلامی در این مسایل را در ذهن عوام جامعه متذکر می شود و نگاه و قلم رسانه های ضدانقلاب نیز در تقویت آن دامن میزند. 

این در حالی است که رهبرانقلاب به عنوان یک مرجع دینی و رهبر سیاسی نه تنها هیچ ممانعتی با برگزاری جلسات موسیقی ندارند بلکه خود یکی از افراد آشنا به این حرفه هستند و گاه با دست اندرکاران این هنر دیدار و گفت و گو می کند و حتی بعضاً ایراداتی فنی از آنان می گیرند که این خود نشان از تسلط ایشان بر هنر موسیقی است. اما مسأله اصلی رهبرانقلاب و همچنین نمایندگان ایشان، ترویج ابتذال و رعایت نکردن ارزش های اسلامی است که در اکثر کنسرت ها شایع است و نتیجه آنها افزایش ضریب احساسات کاذب و زودگذر در جوانان می شود که این خود باعث رواج بی اخلاقی هایی می گردد که کنترل آن در بعضی مواقع ناممکن است. 

نکته ای که اتفاقاً خواننده فقید کشورمان حبیب محبیان پس از بازگشت به کشور بعد از 15سال به آن اشاره کرد و در گفت و گو با روزنامه "راه مردم" گفت: " اوایل انقلاب احساس این بود که فضای مناسبی برای اجرای موسیقی میسر نیست من هم با شدت علاقه ای که به کار آهنگ سازی و خواندن داشتم تصمیم به رفتن گرفتم اما باید به جرات بگویم که متأسفانه آن مدینه فاضله خیالی، 15 سال مرا از علایقم یعنی موسیقی دور و خانه نشین کرد. حاکمیت نظام با هنر و موسیقی مخالف نیست بلکه با ابتذال و دور شدن از فرهنگ مردم مخالف است. باور کنید ایران به یک قدرت بلا منازع تبدیل شده است. این باعث فخر ایرانیان است. متأسفانه هر چند وقت یکبار متوجه می شدم که فلان خواننده بعد از کسب شهرت در ایران، از کشور خارج شده و به کشورهای دیگر و شبکه های ماهواره ای پناه می برند. من برگشتم تا به آنهایی که سودای رفتن دارند ثابت کنم که آنجا خبری نیست هیچ کجای دنیا کشور خود آدم نمی شود." 

وضعیت بحرانی فرهنگی امروز جامعه ما چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد و رهبرانقلاب هم بارها در بیان و عمل خود به مسئولین مربوطه تذکر داده اند اما مسئولین فرهنگی کشور ما همچنان به جای حل معضلات فرهنگی و چاره اندیشی برای کاهش آنها به دنبال قاتل بروسلی می گردند و انگشت اتهام خود را به سمت کس دیگری اشاره می کنند و شاید با دیدن این صحنه آشوب از فرهنگ بتوان به آرزوی جناب وزیر پی برد که در شهریور92 و در مراسم افتتاح استودیو موزه موسیقی گفت: "امیدواریم که در وزارت ارشاد ادامه دهنده راهی باشیم که سیدمحمد خاتمی آغاز کرد."